طبیعت زیبای نورآباد فارس (ممسنی)







طبیعت زیبای نورآباد فارس (ممسنی)








سعید شهروز خواننده صاحب سبک و پرطرفدار ایرانی متولد ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۰ در تهران خیابان دامپزشکی می باشد .اصلیت او به استان همدان و شهرستان نهاوند برمیگردد و علت اصلی وجود اهنگهای لری در البوم های او همین امر می باشد.از همان دوران نوجوانی علاقه او به موسیقی باعث شد در مقابل مخالفتهای پدرش به این عرصه قدم بگذارد. موسیقی در خون شهروز جاری است و به همین سبب با احساس تر از هر خواننده دیگری می خواند . رمز موفقیت او نیز در همین ویژگی است. شهروز فعالیت رسمی و حرفه ای خود را از سال ۱۳۷۶ آغاز کرد که کارهایش تا کنون مورد استقبال هواداران و منتقدین قرار گرفته.در اینجا نیز مجموعه از اهنگ های لری ایشان در سایت قرار گرفته که امیدوارم مورد توجه همه لر زبانان عزیز قرار بگیره.
۱٫ فولکوریک
۲٫ همدل
۳٫ تو عشقمی
۴٫ تو هم بسوز
موسیقی و حکیم قشقایی
حکیم جهانگیر خان قشقایی از استوانههای مکتب فلسفی اصفهان بود که بزرگانی همچون سید حسن مدرس و آیت اللّه بروجردی را تربیت کرد.در گفتار زیر،پیوند روحی و علمی و آویزش قلبی وی را با موسیقی برسی میکنیم:
۱-پیشینهء موسیقی
به خلاف آنچه مرفّهان بیدرد و دهریون و حکمت ناآشنایان لاابالی و خوشگذرانان بیادراک و معرفت شایع میکنند،دینمداری و خدامحوری و کهانتخویی و تعبّد پیشگی،اساس و جانمایه موسیقی بشر است.قدمت موسیقی به اندازهء زبان و شاید از آن هم فزونتر است و اعتبار و اهمیت آن بسیار فراتر از اعتبار و اهمیت زبان است. چرا که بشر بی آن پیوسته احساس فقر و خلأ معنوی کرده است.و اگر زبان را به مثابه وسیله انسیت و ایجاد ارتباط و پیامرسانی روزمره بهکار گرفته است،با موسیقی به عنوان زبانی فراتر از آن و وسیلهای پرشورتر از زبان معمولی سخن گفته است و آن را یک عامل بنیادین حیات معنوی خود،چون زیرساختی بر زندگی این جهانی برشمرده است.موسیقی هیچگاه ماهیت سرگرم کننده،مانند شطرنج یا چوب الف نداشته است.و انسان،بی آن احساس کمداشت کرده است.
موسیقی در هر زمان و در همهء روزگاران بشر بوده است و اندرونهء بشر از لحظهء تولد با آن عجین شده است.در حکمت به این نعمت عظمای الهی و موهبت آسمانی«نقطهء فرد وجود»نام دادهاند.یعنی جزء لایتجزی و غیر منفک از هستی بشر که«انسان کامل»میسازد.
انسان آغازین،هنگامی که به تکامل این داده و موهبهء فرابشری مینشیند،آن را در تعلیل حوادث و پدیدههای طبیعی به کار میگیرد. چرا؟بدین جهت که محیط اطراف خود را تبیین کند و به احساس غنای معنوی دست یابد و تازه،این،همهء جوانب نیست،موسیقی در همهء دورانها زندگی بشر رامعنی میبخشیده است و نخستین شکل و محتوای آن«حماسی»بوده است و«ملاحم»با موسیقی همراه بودهاند و«حماسه»و«ملحمه»،بستر اصلی آفرینش موسیقایی بشر شمرده میشده است.
۲-قدمت موسیقی ایل سرافراز قشقایی
بررسی تاریخ هنر در میان اقوام کهن تاریخ ایرانی،این ادعا به حق ما را که در بالا گفتیم به اثبات میرساند.
یکی از این اقوام،که قدمت حضور فعال فرهنگینهء انان در فلات ایران، به هفت هزار سال پیش میرسد،قوم قشقایی است که تیرهای کهن تاریخ از«آذان»،سکنهء اصلی آذربایجان بودند و مانند تیره«بایات» آئین مداران نغمه پردازشان،با موسیقی غنی و سرشاری در نبردهای آیینی،همراه آلات موسیقی ابتدایی خویش پیشاپیش سربازان و عساکر تیرهشان،که به آن«ار» Er طلاق میشد آهنگهای رزمی و
نویسنده : محمد زاده صدیق، حسین قهرمانی مینواختند و جنگاوران را تهییج به نبرد میکردند.
یکی از این آلات موسیقی که در الواح سومری حک و نقر شده است،کاسهای کمضخامت،پهن و بیضی شکل با ساعدی کوتاه بوده است که ظاهرا سه وتر زهی بر آن میکشیدند و مباشر و نوازنده سرپا ایستاده بر سینه میفشرد و با استفاده از هر دو دست مینواخت. «ساز»یا«سهتار»امروزین قشقاییان صورت تکامل یافته آن است که جهانگیر خان نیز در دوره شباب همین ساز را مینواخت و«الهی»ها و مناجاتهای خویش را در آن ترنّم میکرد.
اکنون در میان ایل قشقایی سه آلت موسیقی رایج است:
۱٫ساز یا قاپوز Qopuz ،ساز زهی شناخته شده ترکان ایرانی،با قدمت سومری.
۲٫کرنا،ساز بادی معروف.
۳٫دؤول(معرب و مفرس آن:دهل)،ساز کوبهای.
از میان آهنگهای حماسهای کهن نیز،هنوز نشانههایی برجای است.مانند:
۱٫«سحر آوازی»که پیش از طلوع آفتاب و برای بیدار ساختن جوانان ایل با ریتم تندی نواخته میشود و ریشه در باورهای کهن ایل سرافراز و شیوههای آیینی یکتاپرستی ترکی باستان دارد.امروزه این آهنگ را فقط در روزهای خاصی مینوازند و چنان دلنشین و حماسهپرور است که بسیاری از جوانان در آن روزها در آلاچیقها،فقط برای شنیدن«سحر آوازی»میمانند.
۲٫ساواش یا«جنگ نامه»که با ورود مردان به میدان بازی نواخته میشود.این آهنگ حماسی در«ساز»،آلت کهن موسیقی ترکی سومری نواخته میشود.جهانگیر خان در«ساواش نوازی» تبحر داشت.
۳٫ههلئی Haley نوعی آهنگ رقصهای حماسی آیینی که آن نیز در«ساز»نواخته میشود.
شکل تجمع ایلی مراسمی که این آهنگ در بستر آن پیاده میشود، ریشه در فرهنگ غنی هفت هزار ساله قشقایی دارد.مثلا در هنگام نواختن«ساواش»،جوانان ایل با جامههای رزمی کهن(-آرخالیق، جیقا،زنهارا،پاتاوا)به میدان میآیند و چوب دستی«دگنک»بر دست،در صفهای منظم میایستند و به آهنگ ساواش آغاز به رقص جنگ میکنند.
در ههلئیها موسیقی حماسی آیینی نواخته میشود و گاه آهنگهای حماسی تند دلاورانه به ریتمی غمانگیز و محزون بدل میشود و مادران فرزند از دست هشته غمآگین،همراه با شعلههای رقص،نه برای تفریح،بلکه برای ادای دین و پاس رسمهای آیینی در هالهای از معنویات فراز میایستند.
گذشته از سه آهنگ حماسی یاد شده،در میان ایل سرافراز، «عاشیقها»که وارث خنیاگران کهانت پیشه و چندین هنر«اوزان» Ozan های گذشتههای دور خود هستند،آهنگهای حماسی تندی دارند که همه در«ساز»و همراه«زورنا»اجرا میشود.عاشقین این گونه آهنگها را با تمام وجود اجرا میکند.در تلحین نعمات حماسی نیز ب بهرهوری از تصویت انسانی،اشعاری با مضامین جنگاوری، شجاعت و قهرمانی میخوانند که گاه اعتراضی تند به ناتساویهای اجتماعی و زر و زور و تزویر دارد.
مضامین اشعاری که در آهنگهای حماسی اجرا میشود،درونمایهای از بها دادن به اتحاد ایلی،وابستگی عمیق به سرزمین و جولانگاه ایل و قهرمانیهای جوانان ایل سرافراز است در دفاع از شرف و نوامیس ایل خود که صد البته جانمایهء مذهبی و دینمداری دارد.شعر معروف «بیزیمدیر»(از آن ماست!)که از یکی از این آهنگهای حماسی از سوی (دادال اوغلو)،عاشیق و شاعر و سخنپرداز غریب قشقایی سروده شده است،چنین اندرونهای دارد.اجرای حماسی بسیار نامبردار این شعر که پژوهندگان اشاره دارند،احتمالا در عصر شاه عباس صفوی،در گیرودار اختلاف با قزلباش و اسکان و تبعید و کوچ اجباری تیرههایی از ایل کهن تاریخ«اوشار»(-افشار)در کوهپایههای استان فارس انجام پذیرفته است.
شعر این آهنگ چنین آغاز میشود:
قالخدی،کؤچ ائیله دی آوشار ائللری، آغیر-آغیر گئدن ائللر بیزیمدی!
در این بیت شاعر،حتی در گزینش واژهها به همآوایی تند صامتها و صائتها توجه داشته است و در اجرای تند حماسی آن،حرکت هجوموار ایل لمس میشود،تا جایی که در اعتراض به ستم شاهان، چنین رجزی میخواند:
پادشاهلار بیزه ائدهر فرمانی، فرمان شاهین ایسه،داغلار بیزیمدیر. نئچه قوچ ایگیدلر یئره سریلر، ئولن ئولر،قالان ساغلار بیزیمدیر.
این حماسهها،آیینهء زلال زندگی قهرمانی حکمت آشنایان ایل را نشان میدهد.
از میان آهنگهای حماسی معروف ایل سرافراز میتوان به عنوان شناخته شده زیر نیز اشاره کرد:
۱٫گرایلی
۲٫باش گرایلی
۳٫گئدن دارغا
۴٫صمصام
که همگی در ساز و همراه کرنا اجرا میشوند.
از میان داستانهای حماسی ایل سرافراز که گفته میشود جهانگیر خان با آن آشنا بوده،منظومههای دوازدهگانه«کوراغلو»است که روایتهای بدیعی در میان ایل از آن وجود دارد.گذشته از روایات ناشناخته به جهان علم که از این منظومهها و در صندوق سینهء «ییرچی»های ایل سرافراز مدفون است،در بسیاری از حکایات ضمنی روایات مشترک نیز،تفاوتهایی عمده به چشم میخورد.حتی نامهای اشخاص منظومهها هم تغییر یافتهاند.مثلا پدر«کور اغلو»که در روایات ایل سرافراز،«یوسف»نام دارد،در روایت آذری و ترکمنی «علی کیشی»است.در برگردان فارسی روایتی از زبان جهانگیر خان که از طریق«عاشیق محمد»و«عاشیق اسماعیل قشقایی»منتقل شده است،داستانی کامل دربارهء اختراع تفنگ و آشنایی کوراغلو با آن آمده است که بسیار بدیع است.
۳-ریشههای موسیقی ایل سرافراز در آذربایجان در نخستین منظر،موسیقی قشقایی را در گسترهء فولکلور،میتوان وجهی از موسیقی آذری دانست.وجود اصلاحاتی نظیر گرایلی،شاه ختایی،کرم،کور اغلو،غریب،کؤچ ایوازی،خوش گلدین ایواز و جزء اینها،نشانگر آن است که آبشخور اصلی موسیقی قشقایی موسیقی غزان و آذریان بوده است.اما،نوازندگان ایل گذشته از ایجاد دگرگونیها در سازه و ساختار،در اجرا نیز تغییراتی را ایجاد کردهاند.مثلا آهنگی با عنوان«دؤنه»را در ریتم بایاتی مینوازند و یا آهنگی با روح حماسی و قوی با نام«ظومار»دارند که براساس«آنادولو سهگاهی»ساخته شده است.و با آهنگهایی با عنوانهای باش خسرو،دلی خسرو صمصام، بیستون،ههلئی و جز آن را میتوان نام برد که موسیقی آشنایان آذری با آنها چندان آشنایی ندارد و نوازندگان قشقایی این آهنگها را در کنار ملودیها و ترانههایی نظیر:های مدد،های مدد،اویان ائلیمیز اویان،آغیر ائل و غیره،از آن خود کردهاند.
بسیاری از ترانهها و آهنگهای فولکلوریک آذری و مناطق شمال غرب ایران و شرق آنادولو نظیر:دورنالار،عاشیق گلمش،مارالا باخ،سازی دوتون،کسمه نار آغاجی،آغدیر بیلگین،معصوم و دها ترانه نظیر آن با اندک دگرگونیها در اجرا در میان قشقاییان رایج است.
موسیقی رسمی و مکتوب قشقایی همانند ادبیات قشقایی غریب و بیکس است.قشقاییان در محیطی که تدریس زبان و ادبیات ترکی در آن عملا ممنوع و ناممکن است،زیست میکنند و طبیعی است که (به تصویر صفحه مراجعه شود) نمیتوان در میان ایل از موسیقی مدرن و ادبیات مدرن مکتوب سخن گفت.اما،همانند موسیقی فولکوریک این قوم،ادبیات شفاهی ایشان نیز غنی و پربار و سرشار از درد هجران و غربت،اکنون برجای است. این مجموعهء بسیار عظیم و انسانی وجوه اشتراک قومی با ادبیات آذری و ترکمنی و ترکان شرق ترکیه دارد.
اغلب موارد انواع ادبیات شفاهی آذری نظیر:بایاتی،قوشما،گرایلی، تاپماجا،قوشماجا،ناغیل،دستان،دیوانی و غیره در میان قشقاییان نیز رایج است و در صندوق سینهها محفوظ که ضبط و نشر آنها اکنون مرد این میدان میطلبد.
مضامین اصلی ترانههای قشقایی غربت و هجران است.مصراعهای سوم و چهارم اغلب بایاتیها و قوشما حکایت از این دارد.مانند: باشیپارا-پارا دومانلی داغلار کؤنلوم قارا گئیمیش گؤزلریم آغلار و یا
دولاننام داغلار سنی سندن یارایسی گلیر
و یا:
تا نریم بیزه بیر یول وئر بیز واراق ئولکه میزه
و یا:
غنچه دن آچیلا گوللریم منیم فلک اوزاق سالمیش یوللاریم منیم.
و غیره که در میان متون شفاهی فراوان میتوان به آنها برخورد.
پیش از حکومت رضا خانی،در مکاتب سیار قشقایی که به آنها در متون تاریخی«کرباسیه»نام داده شده است،تعلیم و تدریس اصلا به زبان ترکی قشقایی بوده است و در کنار آن متون فارسی و عربی نیز آموخته میشده است.بسیاری از شاعران ایل مانند میرزا ماذون قشقایی و یوسف علی بیگ،اینگونه تعلیم یافتهاند.اکنون در میان ایل به برخی از متون مکتبی ترکی میتوان برخورد و نیز حافظهء دیرسالان که منظومههای حکمتآمیز و مکتبخانههای«کرباسیه»را اکنون از حفظ دارند.
هم ازاینروی حدس میزنیم که حکیم قشقایی پیش از ورود به حوزهء علمیهء اصفهان در ایام صباوت و جوانی،در کرباسیه تحصیل کرده است.
در باب موسیقی قشقایی باید گفت ترکان بر روی میراث فرهنگی بر جای گذاشته از خود،پیوسته دستینهء ترکی نزدهاند و آثار بسیاری را به زبانهای غیر ترکی بهویژه فارسی آفریدهاند.اما به هر تقدیر،ما این آثار را نیز جزء آثار فرهنگی ترکی به حساب میآوریم.در نام آلات موسیقی و نام آهنگها و مقامها هم وضعیت چنین است.
مثلا ما در موسیقی عرب الان اصلاحاتی نظیر:
نهفت الاتراک،چارگاه الترکی،عشاق لاتراک،ضرب الترکی،بسته نگار الترکی،مخمس الترکی،بر افشان الترکی داریم.
و این خود نشان میدهد که اصلاحاتی نظیر:برافشان،نهفت،سوزناک، راحتافزا،شوقافزا،فرحناک،فرحفزا،راحت الارواح،شوق و طرب و جزء آنکه ترکیبهای فارسی یا عربی هستند،ایجاد و اختراع ترکان بوده است،که در کنار نامهای ترکی در تاریخ موسیقی ایران به کار رفته است. نامهای سازها نیز چنین است که در کنار نامهای ترکی مانند:
باغلاما،قابازرنا،اگری،چوگور،بورغو،شدرغو،دیللی دودک،قاوال، بالابان،بارقی،چیغیرتما،دومبک،سورمه،قوپوزو جز آن به نامهای غیر ترکی برمیخوریم.موسیقی قشقای از این جهت از بومیان استان فارس بیشتر تأثیرپذیر است.ولی در هرجا دستینهء قشقایی مشهود است که نیاز به پژوهش همه جانبه دارد.
مردان و زنان قشقایی،همگی توان گفت با موسیقی محشورند و از آن تلذذ حاصل میکنند.اغلب زنان قشقایی رقص و یورقا هلئی و آغیر هلئی و اوچ باسما را به عنوان رقصی مقدس و با آداب خاص یاد دارند و مردان،همه،با آهنگهایی نظیر«سحر آوازی»آشنا هستند و در اعیاد و جشنها گوش به«ساز»و«قوپوز»عاشیقها میسپارند و فراوان هنگام کوچ آهنگهای سوزناک سرمیدهند.
نوازندگان و خوانندگان حرفهای را قشقاییان ساروان،عاشیق و چنگی مینامند که با ساز و کرنا و ناقرا آهنگهای اصیل مینوازند. سهتار کمانچه و ویولن نیز در میان قشقاییان رایج شده است و بسیاری از حافظان و میراثداران فرهنگ اصیل قشقایی اکنون سرگرم تدوین علمی آهنگهای بومی خود هستند.
۴-صبغهء مذهبی موسیقی
موسیقی مترنّم در ساز حکیم قشقایی،البته موسیقی آیینی و مذهبی بوده است.آنچه به تواتر به ما رسیده است،این است که او در سه مایه به ترنّم موسیقی میپرداخته است:
۱٫موسیقی حماسی در مایههای شاهنامهخوانی،بویلاماهای کوراغلو و جز آن.
۲٫موسیقی مردمی و ترانههای بومی و آهنگهای اصیل ترکی.
۳٫موسیقی آیینی،الهی و مذهبی.
نوع سوم موسیقی متعالی آیینی در مراسم مذهبی،درشبهای ماه رمضان و ایام ماه محرم میان ایل سرافراز نواخته میشود.
در ماه محرم هر سال تا اربعین حسینی اغلب مردان و زنان ایل قشقایی سیاه میپوشند و کارهایی نظیر بافتنی،رنگرزی،لباس دوزی را تعطیل میکنند و به عزاداری و نوحهسرایی آهنگین براساس موسیقی آیینی میپردازند.
شب عاشورا اغلب مردان و زنان دردستههای سوگواری و جداگانه شب زندهداری میکنند.برخی از مردم،روز عاشورا هلیم میپزند که نذر ادا کنند برای ثواب بیشتر،شب هلیم را آماده میکنند تا در ساعات آغازین سحرگاه،گروه سینهزنان و شب زندهداران برای خوردن هلیم برسند.عاشقان شهدای کربلا که تا بامدادان پگاه،بیدار بودهاند،و تمام شب را با موسیقی آیینی عزاداری میکردهاند پس از خوردن هلیم پراکنده میشوند،هلیم پخته شده کفاف همهء چادرهای اطراف را میدهد.اگر تعداد نذر کنندگان زیاد شد،حتی تا چادرهای دوردست هم هلیم میفرستند.از نوحههای معروفی که در میان مردم ایل قشقایی درروز عاشورا به آهنگ موسیقی آیینی خوانده میشود، این نوحه است:
ای کربلا سلطانی قاراش واویلا زینبین شیرین جانی قارداش واویلا
***
زینبینین گؤز یاشی یاندیری داغی داشی امام حسین قارداشی قارداش واویلا
***
گؤز یاشیم سئیلاب اولدو، جیگریم کباب اولدو، کربلا خراب اولدو قارداش واویلا ***
بیکس قالدی سکینه خراب اولدو مدینه کیم رحم ائدر یتیمه قارداش واویلا
آهنگ این نوحه در مایهء«بایاتی»است و گفته میشود که حکیم قشقایی خود بایاتی سرا بوده و در اوزان هفت هجایی اشعاری داشته است.
۵٫حکیم قشقایی در آیینهء ادبیات شفاهی
مردم پیوسته قهرمان عرصهء اندیشه و علم را،در خمیر خانهء خیال خویشتن بازسازی کردهاند و روایتهایی مناسب با حال و مقام آنان ساختهاند که صد البته از واقعیتهایی انکارناپذیر اخذ قوت و الهام کرده است و در هالهای از اسطوره و افسانه گم شده است.استخراج این قصص و افسانهها و روایات از صندوق سینهها و تدوین آنها،کمک زیادی به روشن شدن زوایای تاریک زندگی قهرمانان عرصههای اندیشه و عمل میکند.
عامه در فرهنگ شفاهی خود،فارغ از میزانها و هنجارهای زمان و مکان و استدلال و استنتاج،قهرمان آرمانی خویشتن را آنگونه که خود میخواهد میسازد.هم ازاینرو میگوییم برای تدوین حیات سرشار از تقوا و فضیلت آن حکیم بزرگوار،به ادبستان فرهنگ عامهء قشقایی در یک صد سال اخیر باید سربزنیم.اینک برخی ازاینروایتها:
۱ حکایت کنند که روزی از دکان ساز فروشی جنب مدرسه صدر اصفهان بیرون آمد که درویشی روشن ضمیر او را فراخواند و از وطن، شغل،حسب و نسب وی جویا شد.جهانگیر خان شرح حال خود را با درویش در میان گذاشت و گفت که سهتار میزنم و شاهنامه میخوانم و سرود میگویم.
خود میگفته:«چون گفتار من به پایان رسید،درویش خیره در من نگریست و گفت:گیرم در این حرفه فارابی زمان شدی،مطربی بیش نخواهی بود!»
گوید:«گفتم نیکو گفتی و مرا از خواب غفلت بیدار کردی،هان بگو چه باید بکنم که خیر دنیا و آخرت در آن باشد؟»
پس آنگاه آن درویش،او را به حوزهء علمیهء مدرسهء صدر برد و…
۲
به یک روز از شهر خود شد روان سوی اصفهان آمد او بیگمان سراغ یکی تار زن را گرفت ز شخصی که مهرش به او جاگرفت جوابش همی داد آن باصفا که:«ای بندهء عاصی بیصفا!» تو گیرم در این فن سرآمد شوی چو بو نصر فارابی امجد شوی نئی مطربی بیش،پس دم مزن!»
از این گفته برقی ز دل برجهید در او خرمن جان بر آتش کشید ضمیر خدائیاش بیدار شد دل غافل از یار،هوشیار شد سخن کز دل پاک آید برون نشیند به دل صاف سازد درون
۳ روزی در کارگاه ساز آموزی استادش به فراگیری فن نواختن سهتار مشغول بود.کارگاه ساز آموزی در کنار مدرسهء صدر قرار داشت.ناگهان چشمش به جمعیت انبوهی میافتد که از مدرسه خارج میشدهاند و شخص معمّمی پیشاپیش جمعیت بوده است.
جهانگیر خان از استاد خویش میپرسد«جمع برای چیست این شخص معمّم کیست؟»
استاد پاسخ میدهد:«اینان از نماز جماعت میآیند و آن آقا مجتهد و پیشنماز است.»
جهانگیر خان شیفتهء آن همه ابهت و جلال قرار میگیرد و به حلقه طلاب میپیوندد و از همان وقت وارد مدرسه صدر میشود.
۴ جهانگیر خان طبع شعر داشت و وقتی به اصفهان میآمد پیش همای شیرازی میرفت که شعرهایش را اصلاح کند.روزی در محضر همای شیرازی بر سر وزن بیتی جدال میکند و میگوید:«که این شعر به آهنگ جور درمیآید و غلط نیست،من از کج بتوانم این غلطها را تشخیص دهم؟»
همای شیرازی او را به تعلیم فن عروض و مبادی عربیات دعوت میکند و به مدرسهء صدر رهنمون میشود.
۵ در یک تابستان و در اوایل دههء نهم از سدهء سیزدهم،برای فروش دام به اصفهان آمده بود.«ساز»شکستهء خود را نیز برای تعمیر همراه داشت.پیش یحیی ارمنی که کارگاه کوچک«سازسازی»داشت، رفت.او را در حالتی یافت مست و میخواره.بسیار ناراحت شد چنین گمان کرد که در فن الحان و ساز نوازی فارابی زمان هم میشود،باز به او«مطرب»خواهند گفت.در آن روزگار چهل بهار از عمرش سپری شده بود.
از کارگاه سازسازی بیرون شد و یک راست به مدرسه صدر رفت و برای تحصیل عزم جزم کرد.
۶ جهانگیر خان در جوانی شاهنامه خوان یل بود و سهتار مینواخت. گویند در یکی از تابستانها که ایل به ییلاق سمیرم آمده بود،او نیز برای خرید و فروش و رفع حوایج شخصی به اصفهان رسید.در ضمن تارش هم خراب شده بود،سراغ استاد تارساز گرفت.او را پیش یحیی ارمنی تارساز معروف مقیم جلفا بردند.در این میان ناگهان زنی از میان مردم خطاب به او گفت:«برو پی کار بهتری و علمی بیاموز،از تار زدن چه حاصل که پیرت یحیی ارمنی باشد؟»
سخن آن زن در جهانگیر خان مؤثر افتاد و همان روز در مدرسهء «الماسیه»حجرهای برای خود گرفت و با یک عشق و علاقه مفرطی پی تحصیل رفت….
۷ وقتی ظل السلطان در مدرسه به دیدن او(جهانگیر خان)رفت،در اثنای سخن گفت:«خان بزرگ اگر سابقا میخواست مرا ببیند،چند ماه قبل میبایست وقت میگرفت.اما،من امروز برای شما،از شما وقت میگیرم!»
۸ جهانگیر خان در جوانی،دلباختهء دختر عمهاش گلندام بود.گلندام هم میدانست که او عاشق«سهتار»است و شرط ازدواج با او را«ترک سهتار»قرار میدهد.جهانگیر خان ترک سهتار نمیکند و تا پایان روزگار خود نیز تن به ازدواج نمیدهد.گلندام نیز هیچگاه ازدواج نمیکند.گلندام دختر ابراهیم خان کلانتر بوده است.
۹ جهانگیر خان روز و شب سهتار مینواخت و میخواند و اشک میریخت.روزی«بیبی فاطمه»مادرش بر او خشم میگیرد و سهتارش را پرت میکند،به گونهای که میشکند.
جهنگیر خان دلآزرده به کنجی مینشیند و فردای روز آن را به اصفهان برای تعمیر میبرد.وارد بازار اصفهان میشود و تا سویهای مدرسهء صدر میرود.سراغ«یحیی ارمنی»تارساز معروف را میگیرد. پینه دوزی پای دیوار مدرسه صدر نشسته بود،او را با قیافه ایلاتی و کولهبار بر پشت سرگردان میبیند و میپرسد:
«-آهای!خان!چه کار داری؟دنبال چه و که هستی؟!»
خان ماجرا را میگوید،پینه دوز نشان یحیی ارمنی را در چهار سوق اصفهان به او میدهد.
خان به درب منزل یحیی میرود.خانوادهاش میگویند که او در مسافرت است و تا سه روز دیگر نخواهد آمد.
خان پیش پینهدوز میآید و میگوید:«جایی ندارم که بروم.»
پینهدوز او را به خانهء خود میبرد.در خانه میبیند مه او نماز را با حالت عرفانی خاص و با عشق و گریه بر دامان میخواند.این است فردا روز او را به«آقا محمد رضا قمشهای»مجتهد و پیشنماز مدرسه صدر معرفی میکند.
۱۰ روزی آقا محمد رضا قمشهای به مسجد صدر داخل میشد.مردم و شیفتگان و مؤمنان و طلبه اطراف او را فراگرفته بودند.میان آنان مردی خوشهیکل ایلاتی کولهبار گونیوار بر دوش توجه او را جلب میکند.میگوید:«راه باز کنید،این مرد بیاید.»
با او سخن میگوید و علت آمدنش به اصفهان را میپرسد.خان ماجرا را تعریف میکند.آقا محمد رضا قمشهای میگوید:«میخواهی من تاری یادت دهم که آوازهاش جهانگیر شود؟!»
این سخن در خان اثر میکند.آن را کرامتی الهی حساب میکند، روحش منقلب میشود و همراه او به مدرسه میرود.آقا درس فلسفه داشت.خان پای صحبت آقا مینشیند.درس بسیار شیرینی بود. خان جذب آقا میشود و سؤالهای گوناگون از او میکند.آقا برخلاف برخی آخوندهای مخالف فلسفه،خیلی راحت و با گشادهرویی سؤالهای او را پاسخ میگوید و او را به خانهاش میبرد و پس از چندی در مدرسهء صدر به او حجرهای میدهند و بدینگونه خان در سلک طلاب علوم درمیآید.
۱۱ در سالی که در اصفهان قحطی بود و آدم خواری باب شده بود،اکثر طلاب،مدرسهء صدر را ترک گفته به دیار خود رفته بودند.از اقامت جهانگیر خان در مدرسه سه سالی میگذشت.به خلاف آنچه از سوی گلندام،پدر و مادر و دیگر بستگانش اصرار میشود،او مدرسه را ترک نمیگوید و در راه ارتزاق مردم فعالیت میکند.
خان بنیهای قوی داشت،خود چاهی در کنار زاینده رود میکند و هر روز بر سر آن حاضر میشود و آب درمیآورد و به مردم میدهد.
۱۲ حسام السلطنه پسر عباس میرزا،برادر محمد شاه قاجار و عموی ناصر الدین شاه حاکم اصفهان بود.او میگفت:«-من از کسی ترسی ندارم،فقط از نگاههای این آخوندایلاتی(-جهانگیر خان)میترسم.
۱۳ ظل السلطان که میخواست به جای مظفر الدین شاه ولیعهد شود، وارد اصفهان میشود که مردم آن سامان را با خود همراه سازد و مخفیانه نظر سران ایلات و عشایر را جلب میکند که علیه مظفر الدین شاه اقدام کند.
ابراهیم خان کلانتر به او میگوید که اگر بخواهی ایل قشقایی را به کمک طلبی باید جهانگیر خان میفرستد،جواب نمیگیرد. ابراهیم خان کلانتر،حاکم دهاقان و شوهر عمهء خان و پدر گلندام را واسطه میکند.خان او را نیز رد میکند و پاسخ نمیدهد.
۱۴ ظل السلطان از محبوبیت جهانگیر خان در میان مردم اصفهان خبر داشت.به وسیله او پیش خان میروند و به دروغ میگویند که امام جمعه مسجد شاه مریض شده است و از او تقاضا میکنند که نماز جماعت فردا در مسجد شاه او اقامه کند.
وقتی مردم مطلع میشوند که جهنگیر خان در مسجد شاه نماز خواهد خواند،تمام سطح میدان و بازار و کوچهها را پر میکنند.
خان وقتی وارد میدان میشود و چشمش به جمعیت میافتد، برمیگردد و راه مدرسه را در پیش میگیرد،همه دنبالش راه میافتند و عدهای التماس کنان میخواهند که خان نماز را اقامه کند.
جهانگیر خان میگوید:«من،اگر امروز نماز بخوانم،نماز همه خراب میشود.وقتی جمعیت را دیدم،تکان خوردم.این تکان تا از من دور نشود،من نمیتوانم نماز را اقامه کنم.»
و بدینگونه توطئه و نقشه ظل السلطان که میخواست با اقامه نماز از سوی جهانگیر خان،تأیید برای خود بیابد،نقش برآب میشود.
در پایان باید گفت که موسیقی در نظر حکیم قشقایی دریچهای برای راز و نیاز با مبدأ فیض ازلی بوده است.گرچه هیچگونه اثر مکتوبی از وی بهدست نیامده است،اما همین شایعه نشان میدهد که وی تا آخر عمر از نواختن ساز،این آلت عشق و طلب دست برنداشت.
سال ۱۳۵۶ به منطقه ممسنی رفته بودم تا چهار فصل سال را در میان مردم انجا زندگی کنم و زندگی روزمره زنان اسکان یافته عشایر ممسنی را از نزدیک ببینم و تحقیقی داشته باشم.نتیجه این سفر کتابی شد که در سال ۱۳۶۶ به چاپ رسید به نام چهار فصل افتاب بعد از سال ۱۳۵۶ سفرهایی به ان منطقه کردم تا پس از ده سال مجداد مطالبی درباره این مردم و زندگیشان بنویسم .انچه در پیش رو دارید فگلچینی از زندگی مردم روستای آبیان در سال ۱۳۶۶ می باشد .این مطلب طی ده سال گرداوری شده اند که دو قسمت ان درباره لباس و جدل انهاست و جداگانه به چاپ می سد.در این متن فقط کلیاتی در مورد تغییرات اساسی در زمینه های اقتصادی و خویشاوندی انها خواهیم پرداخت.
نویسنده:سهیلا شهشهانی
برنج یکی از محصولات است که هم اکنون بخش بسیار بزرگی از زمینهای سطح جهان را به خود اختصاص داده است و از زمان کشف آن در ۱۵ هزار سال قبل[روزنامه آفتاب یزد،۱۳۸۲]، تاکنون روی آن،چه در کشورهای مبدأ(چین و هندوستان)و چه در کشورهایی که برنج به آنجا برده شده،تحقیقات بسیاری انجام گرفته است.در ایران نیز تحقیقات زیادی در مورد برنج انجام دادهایم،اما در مورد اثر اقلیم روی این محصول،کمتر مطالعه کردهایم.از مهمترین تحقیقاتی که دربارهی اثر آب و هوا بر محصولات کشاورزی در ایران انجام گرفته است،میتوان از طرح بررسی ۱۵ محصول راهبردی [کوانتا،۱۳۵۷]نام برد که در آن،دربارهی اثر آب و هوا روی برنج هم بررسیهایی انجام گرفته است.از دیگر بررسیها میتوان به«اثر یخبندان بر محصولات کشاورزی استان اصفهان»[خوشحال، ۱۳۷۰]،«اقلیم کشاورزی برنج در حوضهی آبخور هزار»[رویان، عبد العلی:۱۳۸۰]و«اقلیم کشاورزی حوضهی آبخور زایندهرود با تأکید بر کشت برنج»[ستاری،۱۳۷۸]اشاره کرد.
مواد و روشها:در این مطالعه از روش اسنادی-میدانی استفاده شده است.بدین صورت که اطلاعات نظری از کتابخانهها،مراکز پژوهشی و سایر منابع فیشبرداری شد.سپس در سال ۱۳۸۱،یک مزرعهی نمونه در منطقه احداث و در آن،برنج رقم چمپای نورآباد کشت شد.آنگاه در این مزرعه،با توجه به شرایط اقلیمی،در هر مرحلهی رشد،نیازهای حرارتی آن به ثبت رسید.سرانجام اطلاعات فراهم شده با استفاده از نرمافزارهای رایانهای،همانند SuFER ، SPSS و EXCEL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها:از نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات مشخص شد که:
۱٫مجموع واحدهای حرارتی مورد نیاز برنج رقم چمپای نورآباد در طول دورهی رشد بر حسب درجه-روز برابر ۲۲۸۳ درجه است و این رقم،برای اینکه نیازهای حرارتی خود را تکمیل کند،به ۱۴۹ روز زمان نیاز دارد.
۲٫با توجه به محاسبهی نیازهای حرارتی این رقم در منطقه، مدلهایی برای پیشبینی زمان وقوع هر فاز ارائه شد.
بحث:برای تولید هر محصول کشاورزی،سه عامل طبیعی را باید در نظر گرفت:اقلیم،آب و خاک.هر کدام از این سه عامل که فراهم نباشد،یا تولید غیر عملی است یا با مشکلات فراوانی روبهرو میشود و میزان عملکرد آن در واحد سطح پایین میآید.اگر آب و خاک موجود باشد،ولی اقلیم مناسب نباشد،کشت محصول تقریبا غیر عملی است. اگر اقلیم مناسب باشد،ولی آب و خاک با محدودیت روبهرو باشد، کشت محصول امکانپذیر است،اما میزان آن در سطح ممکن است کاهش داشته باشد.از طرف دیگر،به طرق متفاوت میتوان آب را تأمین یا خاک را اصلاح کرد،ولی ایجاد اقلیم مساعد به سادگی ممکن نیست. بررسی و مقایسهی این سه عامل در شهرستان ممسنی،مطالب فوق را تأیید میکند.
اقلیم کشاورزی،درجه-روز،صفر مبنا،فنولوژی،ممسنی

برای تولید هر محصول کشاورزی سه عامل طبیعی را باید در نظر گرفت:اقلیم،آب و خاک.هر کدام از این سه عامل که فراهم نباشد،یا تولید غیر عملی است یا با مشکلات فراوانی روبهرو میشود که در نهایت میزان عملکرد آن در واحد سطح بسیار پایین یا نسبتا پایین میآید.اگر در منطقهای با کمبود آب یا محدودیت خاک روبهرو باشیم،امکان آن وجود دارد که آب را از منطقهای دیگر بیاوریم و یا خاکها را اصلاح کنیم.اما اگر اقلیم منطقهای نامساعد باشد،تغییر آن یا ممکن نیست و یا بسیار مشکل است.به همین دلیل است که هر محصولی به منطقهی اقلیمی خاصی اختصاص دارد.
از میان محصولاتی که غذای اصلی مردم جهان را تشکیل میدهند، یکی برنج است که هم اکنون بخشهای بزرگی از زمینهای زیر کشت جهان را به خود اختصاص داده است.از زمان کشف برنج در ۱۵ هزار سال قبل [آفتاب یزد،۱۳۸۲]،تحقیقات زیادی روی آن،چه از نظر ژنتیکی و چه از لحاظ شرایط محیطی،انجام گرفته و میگیرد،از جمله میتوان به طرحهایی که«فائو»(۱۳۷۹)روی برنج انجام داده و یا در حال انجام دادن است و یا طرحهای انجام شده در کشورهای مبدأ پیدایش برنج(هندوستان و چین)،یا کشورهایی که برنج به آنها برده شده است،اشاره کرد.در ایران نیز روی برنج تحقیقات دامنهداری انجام گرفته و میگیرد که از جملهی آنها میتوان به تحقیقات مرکز تحقیقات در ادارات جهاد کشاورزی جدول ۱٫میانگین ساعات آفتابی و درصد آفتابگیری ماهانهی نورآباد(ارقام به ساعت)
(به تصویر صفحه مراجعه شود) استانها و خصوصا«مرکز تحقیقات بررسی برنج آمل»اشاره کرد.
اما در تمام این تحقیقات،روی شرایط بیولوژیکی و ژنتیکی برنج تأکید میشود و کمتر به شرایط اقلیمی آن توجه شده است.لذا جای چنین تحقیقاتی خالی است.همین امر باعث شد تا ما شهرستان ممسنی را که یکی از مناطق برنجخیز کشور است و میزان عملکرد برنج در واحد سطح آن(۴۵۰۰ کیلوگرم در هکتار)نیز،با وجود شرایط اقلیمی نسبتا مساعد، نسبت به دیگر مناطق کشور(گیلان و مازندران ۴۸۰۰ و اصفهان، ۶۹۰۰ کیلوگرم در هکتار)پایینتر است،برگزینیم تا بتوانیم،علت عملکرد ضعیف آن را بیابیم و راه حلهایی را برای بهرهگیری هرچه بهتر از شرایط محیطی ارائه کنیم.
در این تحقیق،از روش اسنادی-میدانی استفاده شده است.بدین صورت که در آغاز،اطلاعات مورد نیاز از منابع مکتوب فیشبرداری،و سپس دادههای کشاورزی و فراسنجهای اقلیمی از«سازمان کشاورزی و هواشناسی»اخذ شد.آنگاه در سال زراعی ۸۱-۱۳۸۰،در منطقه یک مزرعهی نمونه احداث گردید و برای جمعآوری و برداشت اطلاعات فنولوژیکی برنج رقم چمپای نورآباد،همه روزه و تا پایان دورهی رشد،در مزرعه دیدهبانی فنولوژیکی انجام گرفت.در پایان استفاده از نرمافزارهای رایانهای،مثل SUFER ، SPSS و EXCEL و روشهای آماری،اطلاعات گرد آمده تجزیه و تحلیل شد.
با وجود اینکه یکی از عوامل مؤثر در رسیدن و زودرسی برنج،ساعات آفتابی و خصوصا وضعیت تابش است،ولی متأسفانه آمار مؤلفههای تابش در منطقهی مورد مطالعه در دسترس نبود.تنها آمار ساعات آفتابی وجود داشت که آن هم ۲۰ ساله بود.
جدول ۱،میانگین طول روز و میانگین جمع ساعات آفتابی ماهانه را در منطقه نشان میدهد.به طوری که در جدول دیده میشود،میانگین جمع ساعات آفتابی ماهانه و طول روز در آغاز فصل رشد رنج(اوایل خرداد)به ترتیب،۳۲۴ و ۴/۱۳ ساعت و در زمان برداشت(مهر)،۲۸۲ و ۱۲ ساعت است.با توجه به جدول،میانگین ساعات آفتابگیری دو دانهای منطقه در دورهی رشد برنج برابر ۸/۱۱ ساعت و درصد آفتابگیری آن ۷۹ است.
جدول ۲،میانگین حداقل و حداکثر دمای روزانه و نیز حداقل و حداکثر مطلق دما را در شهرستان ممسنی نشان میدهد.دمای مورد نیاز برنج ۱۱ درجه و حداکثر آن ۴۲ درجهی سلسیوس است.از این جدول مشخص میشود که دمای حداقل منطقه برای برنج مشکلی ایجاد نمیکند،اما دمای حداکثر آن میتواند در ماههای تیر و مرداد برای برنج مشکلآفرین باشد و اثرات سویی بر جای بگذارد.به طور کلی،دماهای بالا در مرحلهی خوشهدهی و گلدهی برای گیاه مضر است و موجب سوختگی نوک برگها و کاهش تعداد سنبلچهها و افزایش عقیمی آنها میشود.
در همین رابطه در منطقهی مورد مطالعه،دما در مرحلهی پنجهزنی و ساقه رفتن به بیش از ۴۲ درجه میرسد.حرارت زیاد هنگام شب برای برنج مناسب نیست و موجب دیررسی آن میشود.علت آن است که چون تنفس گیاه در شبهای گرم زیاد میشود،هیدراتهای کربن که در طول روز تشکیل شدهاند،تجزیه میشوند و از مقدار محصول میکاهند.برای کم کردن حرارت در شبهای گرم میتوان آب داخل کرتها را که در طول روز در اثر گرمای زیاد و تابش آفتاب گرم شده است،نزدیک به غروب آفتاب خارج نمود و مجددا آنها را از آب خنک پر کرد[خوشحال،۱۳۷۰].جدول ۲،پارامترهای سالانهی دما در ایستگاه نورآباد را نشان میدهد.
جدول ۲٫پارامترهای سالانهی دما در ایستگاه نورآباد
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
جدول ۳،میانگین رطوبت نسبی و ریزش باران را نشان میدهد. به طوری که در این جدول دیده میشود،میزان رطوبت نسبی منطقه هنگام کاشت برنج ۳۴ درصد و زمان برداشت آن ۵۰ درصد است. مناسبترین رطوبت هوا برای گلدهی حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد است [خدابنده،۱۳۶۹]و در رطوبت کمتر از ۴۰ درصد و بیش از ۹۵ درصد گلدهی متوقف میشود. بنابراین،پایین بودن رطوبت نسبی در منطقه خصوصا در زمان کاشت، فقط صرف مقابله با خشکی میشود،ولی در زمان برداشت تقریبا مفید است؛زیرا باعث خشک شدن دانههای برنج خواهد شد.
جدول ۳٫میانگین رطوبت نسبی و ریزش باران در زمان رشد برنج در شهرستان نورآباد ممسنی
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
در منطقهی مورد مطالعه،به دلیل بارش بسیار کم در فصل رشد (جدول ۳)و تبخیر بسیار بالا،میزان بارش به طور مستقیم بر کشت برنج تأثیر ندارد،ولی به طور غیر مستقیم بر سطح زیر کشت تأثیر میگذارد. در واقع،در سالهایی که مقدار بارش از میانگین سالانه بیشتر است و منابع آب سطحی و زیرزمینی به طور مناسب تغذیه شدهاند و امکان استحصال آب در منطقه زیاد میشود،زمینهای بیشتری زیر کشت میروند.در همین رابطه در ممسنی،بین مقدار بارش و سطح زیر کشت (۵۸/۰- r )همبستگی مثبت متوسطی وجود دارد.از مشکلات بارش در فصل رشد برنج در ممسنی،رگباری بودن آن،راه افتادن سیل و در نتیجه خرابی و صدمه به مزارع برنج است.
مناسبترین اراضی برای تولید عملکرد بالای محصول برنج، آنهایی هستند که بافت خاکهای تشکیلدهندهی آنها ۴۰ تا ۶۰ درصد رسی،همراه با مواد آلی پوسیده و کاملا حاصلخیز است و بهترین خاکها،مربوط به اراضی لیمونی رسی است[خدابنده،۱۳۷۴].حد آستانهی شوری خاک برای محصول برنج ۳ میلی موس(۳/۰ درصد نمک)بر سانتیمتر است.اگر شوری خاک از این حد فراتر رود،با افزایش هر واحد شوری،محصول با ۱۲ درصد کاهش روبهرو میشود [جابر سینگ،۱۳۷۴].مناسبترین PH خاک برای برنج بین ۵/۵ تا ۵/۶ است.بر اساس مطالعات انجام شده،دشتهای مرکزی نورآباد و رستم،هیچگونه محدودیتی از نظر نوع خاک و شوری برای کشت برنج ندارند،ولی مناطق جنوبی شهرستان(ماهور)،محدودیت شوری و قلیائی بودن خاک دارند و برای کشت برنج مناسب نیستند.
حرارت آب اگر از ۱۶ درجه سلسیوس کمتر و از ۴۰ درجه بیشتر شود،برای گیاه برنج زیانآور است.آبیاری با آبهای سرد،زمان رسیدن دانه را به تأخیر میاندازد.بررسیهای محلی نشان میدهند،زمینهایی که در مدخل و حاشیهی رودخانه قرار دارند و مستقیما از آب آن استفاده میکنند،محصولشان نسبت به مزارعی که در فاصلهی دورتری از
رودخانه قرار دارند،دیرتر میرسد.
جدول ۴،تاریخ آغاز،تاریخ پایان،تعداد روزهای لازم،و تعداد تجمعی روزهای پایان هر مرحله،و نیز دامنهی دمای حداقل،میانگین دمای حداقل،دامنهی دمای حداکثر،میانگین دمای حداکثر و میانگین دمای هریک از مراحل نهگانهی جوانهزدن،سبز شدن،سه برگی شدن، پنجهزنی،ساقه رفتن،خوشهدهی،گلدهی،خمیری شدن،و رسیدن کامل رشد را که در مزرعهی نمونه شهرستان ممسنی ثبت شده است، نشان میدهد.به طوری که در جدول آمده است،دورهی رشد برنج رقم چمپای نورآباد در این مزرعه،۱۴۹ روز و از ۱/۳/۱۳۸۱ تا ۲۵/۷/۱۳۸۱ طول کشیده است.میانگین دمای روزانهی آن ۱۷/۲۸ درجه و میانگین حداقل و حداکثر این دما به ترتیب ۱/۲۰ و ۱/۴۰ درجهی سلسیوس بوده است.طبق این جدول،کوتاهترین و بلندترین مراحل نهگانهی رشد،به ترتیب جوانهزدن و پنجهزنی هستند که ۳ و ۴۷ روز طول کشیدهاند.بقیهی مرحلهها بین ۵ تا ۲۲ روز طول میکشند.
نمودار ۱،تعداد روزهای لازم برای طی مراحل فنولوژیکی برنج در مزرعهی نمونه نورآباد ممسنی را نشان میدهد.
جدول ۴٫مراحل فنولوژی برنج چمپا با میزان دمای هر مرحله در ممسنی-۱۳۸۱،مزرعهی نمونه
(به تصویر صفحه مراجعه شود) اندازهگیری و دیدهبانی:حسین هرمزی
برای براورد مجموع واحدهای حرارتی برنج چمپای رقم نورآباد به دو طریق عمل کردیم:یکی به روش درجه-روز و دیگری به روش مجموع درجهی حرارت مؤثر.
در روش اول،دمای مبنا را حداقل درجهی حرارت برای جوانهزدن در نظر میگیرند و آن را از میانگین دمای هر روز کم میکنند.اگر دمای میانگین کمتر از دمای پایه باشد،آن را صفر در نظر میگیرند.یعنی (به تصویر صفحه مراجعه شود) نمودار ۱٫تعداد روزهای لازم برای طی مراحل فنولوژیکی برنج چمپای نورآباد
دمای آن روز در محاسبات وارد نمیشود.
در روش دوم دمای پایه،اعداد مثبت بالای صفر است.یعنی اعداد منفی و زیر صفر درجه،در محاسبات به حساب نمیآیند.فرمول محاسبات به قرار زیر است:
رابطهی(۱)(به تصویر صفحه مراجعه شود)-واحدهای حرارتی مورد نیاز
جدول ۵،میزان واحدهای حرارتی مورد نیاز برنج چمپای رقم نورآباد را بر مبنای صفر و یازده درجهی سلسیوس که از دیدهبانیهای مزرعهی نمونه در مراحل متفاوت رشد به دست آمده است،نشان میدهد.
به طوری که در جدول ۵ آمده است،میزان واحدهای حرارتی برنج چمپا،به روش درجه-روز و روش مجموع درجهی حرارت مؤثر به ترتیب برابر ۲۲۸۲ و ۳۸۳۳ درجه-روز است.طبق جدول،بیشترین جدول ۵٫میزان واحدهای مورد نیاز برنج چمپای نورآباد-مزرعهی نمونه
(به تصویر صفحه مراجعه شود) و کمترین درجه-روز مورد نیاز در میان مراحل نهگانه به ترتیب به مراحل پنجهزنی و جوانه زدن تعلق دارند که به ترتیب ۸۵۱ و ۵۶ درجه-روز است.
در میان عناصر اقلیمی،رژیم حرارتی بیشترین تأثیر را روی نمو گیاهان و مراحل گوناگون آن دارد.طبق اصل حرارتی،هر گیاه زمانی به مرحلهی خاصی از نمو خود میرسد که مقدار مشخصی حرارت از محیط گرفته باشد.با توجه به این موضوع،در هر مرحلهی متوالی از رشد،مقداری گرما لازم است که پیشبینی آن با در نظر گرفتن مراحل فنولوژیکی محصولات زراعی و بر اساس همبستگی بین سرعت مراحل رشد و پیشرفت شرایط آب و هوایی(واحدهای حرارتی تجمعی) امکانپذیر است[ستاری،۱۳۷۸].
در مزرعهی نمونه با به دست آوردن سرعت مراحل رشد(درصد مقدار گیاهان در هریک از مراحل فنولوژیک) و پیشرفت شرایط آب و هوایی(درجه- روز به صورت تجمعی با آستانهی ۱۱ درجه سلسیوس)روابطی برای پیشبینی توسعهی هر مرحله به دست آمد که در جدول ۶ درج شده است.در این روابط، x درجه-روز و y درصد بوتهها به صورت تجمعی است.مثلا طبق روابطهی(۱)،با درجه-روزهای ۵۶،۳۶ و ۱۸،توسعهی این مرحله به ۲۵،۵۰ و ۷۵ درصد خواهد رسید.
جدول ۶٫رابطهی مراحل متفاوت رشد برنج چمپای نورآباد به درجه-روز
(به تصویر صفحه مراجعه شود)
دمای مطلوب در دورهی رشد در مراحل گوناگون کشت برنج بین ۳۰ تا ۳۲ درجه سلسیوس است و دمای کمتر از ۱۱ درجه و بیشتر از ۴۱ درجهی سلسیوس تولید جوانه را متوقف میسازد[خوشحال،۱۳۷۰].بر اساس آنچه در جدول ۴ آمده است،دمای مطلوب برای این گیاه در منطقه به خصوص در مراحل تولید جوانه،تولید پنجه و گلدهی به بالای ۴۰ درجه میرسد که ممکن است،میزان رشد را کند و در نتیجه میزان عملکرد تولید را کاهش دهد.این امر در بعضی از سالها در منطقه مشکلآفرین میشود،ولی عموما پدیدهای لحظهای و موقت است.
تحقیقاتی که رابطهی بین دما و میزان عملکرد و همچنین بارش و میزان عملکرد را بررسی کردهاند،نشان میدهند که بین آنها همبستگی وجود دارد.میزان این همبستگی به ترتیب بین نسبتا متوسط(۶۸/۰)تا نسبتا قوی(۷۲/۰)است.بررسی رابطهی بین درجه-روز و درصد تجمعی بوتهها در تمام مراحل،حاکی از همبستگی قوی(۹۹/۰- r )بین آنهاست.از آنچه گفته شد نتیجه گرفته میشود که در صورت تأمین آب مطمئن،شرایط اقلیمی نورآباد ممسنی به خوبی قادر به برآورده کردن نیازهای حرارتی منطقه است و امکان برداشت بالای برنج را در منطقه به شرط رعایت تقویم کشت میسر میسازد.
(*)استادیار گروه جغرافیا،دانشگاه اصفهان.
(**).دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای طبیعی،گرایش اقلیمشناسی،دانشگاه اصفهان.
۱٫اخوت،محمود(۱۳۷۶).برنج.انتشارات دانشگاه تهران.تهران.
۲٫جابر سینگ،اس اس دیلون(۱۳۷۴).جغرافیای کشاورزی.دانشگاه فردوسی.مشهد.
۳٫خدابنده،ناصر(۱۳۶۹).غلات.انتشارات دانشگاه تهران.
۴٫خوشحال،جواد(۱۳۷۰).تأثیر پدیدهی یخبندان بر کشاورزی استان اصفهان.پایاننامهی کارشناسی ارشد. دانشگاه اصفهان.
۵٫روزنامهی آفتاب یزد(۱۳۸۲).تهران.شمارهی ۱۰۷۴٫
۶٫سازمان کشاورزی استان فارس.آمار نامههای کشاورزی،سالهای زراعی ۸۰-۱۳۷۳٫شیراز.
۷٫سازمان هواشناسی کشور مرکز آمار آمارهای روزانهای سازههای اقلیمی نورآباد(تهران ۲۰۰۰-۱۹۷۰).
۸٫کوانتا(۱۳۷۵).راهنمای نیازها و محدودیتهای هواشناسی کشاورزی ۱۵ محصول اصلی ایران.سازمان هواشناسی کشور.تهران.
۹٫ YOSHIDD,S.(1981). FUNDAMENTALS OF RICE CROPSCIENCE.
در ایران اختلافهای ملکی همیشه سر منشا بسیاری از برخوردها و درگیریهای محلی بوده است ولی در تاریخ معاصر ایران کمتر نمونهای از این گونه اختلافها را میتوان یافت که همانند اختلاف ملکی خوانین ممسنی با معین التجار بوشهری،زمینهساز رشته آشوبها و اغتشاشهایی منطقهای شده باشد.تلاش دولت برای حلوفصل این مسئله در سالهای نخست دههء ۱۳۰۰ شمسی به نفع یکی از طرفین درگیر که موضوع اصلی این بررسی است به برخوردهای نظامی بالنسبه مستمری منجر شده که برای مدتی، بخش مهمی از کل قوای نظامی فارس را که در سایر نقاط منطقه و برای موارد مهمتری به وجودشان احتیاج بود،گرفتار خود ساخت.بنا به دلایلی که مورد اشاره قرار خواهند گرفت،این مسئله در همان مرحله به صورت کامل حل و فصل نشد و بار دیگر در سال ۱۳۰۷٫ زمینهء برخورد و اغتشاشی به مراتب گستردهتر از پیش گشت که مآلا تلفات جانی و ضایعات مالی چشمگیری به دنبال داشت.مجموعه اسنادی که در این بررسی معرفی میشوند،از لحاظ روشنتر شدن جوانبی چند از نحوهء تکوین این ماجرا و عملکرد دولت در این زمینه جالب توجه میباشند.با توجه به ساختار عشایری ممسنی که طوایف رستم،بکش،دشمن زیاری و جاوید را دربر دارد و همجواری آن با دیگر مناطق مهم عشایری فارس،تبدیل هرگونه اختلاف نظر محلی به نوعی برخورد و مقابله مسلحانه امر استثنایی و غریبی نبود.تاریخ معاصر منطقه خود گواهی است بر این امر۱٫ولی با واگذاری بخشی از اراضی خالصهء ممسنی در ایام حکمروایی مظفر الدین شاه قاجار به معین التجار بوشهری،مسائل ملکی این سامان که به هرحال مطابق با عرف و عادت محلی رفع و رجوع میشد،جنبهای دیگر و مشکلتری یافت.دو گروه از مالکین محلی ممسنی،یعنی امامقلی خان رستم و سادات طباطبایی فهلیان نسبت به مالکیت معین التجار اعتراض داشته و حتی الامکان مانع آزادی عمل او میشدند.البته مخالف عمده امامقلی خان رستم بود که به علت نسب مادریاش با خوانین بویر احمد نه تنها دیگر رقیب محلی خود، نصر الله خان را از صحنه خارج کرده و امور طایفه رستم را در دست گرفته بود،بلکه در مخالفت با معین التجار و مخالفین محلی خود نیز از حمایت قدرتمند بویر احمد برخوردار بود.
در پی خاتمه یافتن جنگ جهانی اول معین التجار بوشهری بر آن شد با استفاده از نفوذ و اعتبارش در مرکز،مخالفین محلی خود را که در آشوب سالهای اخیر قدرت یافته بودند،از میان برداشته و مالکیت خود را بر املاک مزبور مسجل سازد.وی ضمن ارسال نامهای به وزارت داخله در ۹ ذیحجه ۱۳۳۹ ق[۳۲ مرداد ۱۳۰۰ ش] با تأکید بر اهمیت انتظام ممسنی از نقطه نظر امنیت راه اصفهان-بوشهر تقاضا میکند که (تصویرتصویر) حاج محمد اسماعیل مغازه-حاج معین التجار بوشهری-حاج حسین آقا امین الضرب
برای سرکوب بویر احمدها یک نیروی مکفی، همراه با یک عراده توپ اعزام شود تا با همراهی اهل محل موضوع فیصله یابد.[بنگرید به سند شماره ۱]وزارت داخله نیز از نصرت السلطنه والی فارس خواست که«…قوای کافی برای تنظیم آن صفحات…»اعزام دارد.۲علاوه بر این به لطفعلی خان امیر مفخم ایلخانی بختیاری نیز که ادارهء امور کهگیلویه و بویر احمد را نیز بر عهده داشت اطلاع داده شود که با توجه به اقدامات والی فارس در انتظام ممسنی،او نیز از دخالت بویر احمدها در مسائل ممسنی جلوگیری کند.۳ چند روز بعد نیز باز هم وزارت داخله،ضمن مخابره تلگراف دیگری به امیر مفخم بختیاری، بویژه بر نقش طوایف آقایی و قاید گیوی بویر احمد در این مسائل تاکید داشته و از او میخواهد که از خوانین بویر احمد التزام بگیرد که مداخله نکنند.۴
از سوی دیگر جواد بوشهری(امیر همایون) پسر معین التجار که در فارس به نمایندگی از پدر عمل میکرد به نیرویی که نصرت السلطنه برای اعزام به ممسنی فراهم ساخته بود راضی نشده و قوایی معادل ۵۰؟؟؟سرباز و یک عراده توپ میخواست.چون اعزام چنین قوایی حداقل ۲۰۰۰ تومان مخارج داشت و منوط به تصویب وزارت داخله بود،نصرت السلطنه در این باب از مرکز
کسب تکلیف کرد.۵پاسخ وزارت داخله به این استفسار بیانگر مقدمات خاص و غیر متعارفی است که بر این لشکرکشی ترتیب یافته بود؛ وزارت داخله ضمن تایید درخواست امیر همایون و تاکید بر اعزام حدود ۱۰۰ سرباز به ممسنی، دستور میدهد که یکی از توپهای کوهستانی پلیس جنوب نیز همراه با قوای اعزامی ارسال شود.«مخارج فوق العاده»اردو را نیز معین التجار خود شخصا متقبل میشد.[بنگرید به سند شماره ۲]
مخارج اردو«…از قبیل تهیهء چادر و ملبوس و کرایه مال و قیمت فشنگ و عده بالغ بر سه هزار تومان…»میشد۶که پس از مشورت با معین التجار قرار شد وی فوق العادهء سرباز و توپچی و کرایه مال برای حمل توپ و قورخانه را توسط نماینده محلیاش در فارس بپردازد.۷
در حالی که رؤسای بختیاری،لطفعلی خان امیر مفخم و مرتضی قلی خان صمصام السلطنه به وزارت داخله پاسخ دادند که«حسب الامر»به نایب الحکومهء بهبهان تاکید شد که از تجاوز بویر احمدها جلوگیری و با والی فارس همکاری کند.۸نصرت السلطنه نیز اطلاع داد که اردوی اعزامی در اوایل مهر عازم ممسنی خواهد شد.۹ بالاخره اردویی مرکب از ۱۰۰ سرباز و سوار و دو عراده توپ،تحت سرپرستی امیر همایون بوشهری راهی ممسنی شد و چنانچه از گزارش تلگرافی شیراز[سند شماره ۳]برمیآید پس از رشته برخوردهایی در ماه آبان،نیروهای امامقلی خان و بویر احمد شکست خورده و منهزم میشود.۱۰
تحولات ناشی از انحلال واحدهای نظامی موجود و تشکیل قشون متحد الشکل در اوایل زمستان ۱۳۰۰ ش که بویژه در فارس،برای مدتی نوعی خلاء انتظامی پدید آورد۱۱و همچنین بیمیلی فرمانده اردوی اعزامی به ادامهء عملیات، وقفهای چند ماهه بوجود آورد.وزارت داخله(و به احتمال قوی در میان نظر معین التجار)از عدم والی فارس خواست تا پس از مشورت با ریاست قشون فارس«…صاحبمنصبی مطمئن با عدهء نظامی و مقدار کافی مهمات…»به جای او اعزام شود«…که از اقدامات نتیجه حاصل شود.»۱۲و حتی هنگامی که نمایندهء معین التجار در فارس به او اطلاع داد که شایع است اردوی ممسنی قصد بازگشت دارد و«…هرگاه برگردند دیگر نظم و امتیازی باقی نخواهد ماند…»۱۳نفوذ معین التجار در مرکز موثر افتاده،قوام السلطنه، رییس الوزرا وقت از وزارت جنگ خواست که به @در تاریخ معاصر ایران کمتر نمونهای از اختلافهای ملکی را میتوان یافت که مانند اختلاف ملکی خوانین ممسنی و معین التجار بوشهری باشد.
(تصویرتصویر) نجفقلی خان صمصام السلطنه
ریاست قشون فارس اطلاع دهد«…مادام که امامقلی خان تسلمی نشده و در قلعهء خود باقی است اردو را رجعت ندهند و با امامقلی خان ضرب الاجل نمایند که از قلعه خارج گردیده، تسلیم اردو شود،به شیراز بیاید و در آنجا قرار لازم در کار او داده شود.»۱۴
از آنجایی که خود امامقلی خان رستم نیز طی ارسال تلگرافی به ریاست وزرا،با اشاره به سوابق خدمتگذاری و دولتخواهی خود و خاندانش و شکایت از لشکرکشیهای پنج ماه اخیر امیر همایون،خواهان رسیدگی قانونی به خواستههایش شده بود[بنگرید به سند شماره ۴] و نصرت السلطنه نیز با اتخاذ روشی مسالمتآمیز موافق بود.[بنگرید به سند شماره ۵]
وزارت داخله نیز موافقت خود را با چنین ترتیبی اعلام داشته و توصیه کرد وی به شهر آمده و«…به اظهاراتش رسیدگی و احقاق حق…»شود.۱۵در پاسخ به عریضه تلگرافی امامقلی خان[سند شماره ۴]نیز وزارت داخله تلگرافی به همین مضمون به وی مخابره کرد [بنگرید به سند شماره ۶]
با این حال دور بعدی مذاکرات نیز بدون چنگ و جدل نگذشت.از گزارشهای موجود چنین به نظر میآید که تلاشهای ریاست قشون فارس(احتمالا نایب سرهنگ بصیر دیوان فضل الله خان زاهدی)برای حل و فصل مسالمتآمیز ماجرا با موفقیت کامل روبرو نشد و علی رغم مذاکرات دبیر اعظم و ناصر دیوان کازرونی-فرستادگان والی-با امامقلی خان، زدوخوردهای مختصری نیز روی داد[بنگرید به اسناد شماره ۷ و ۹]بنا به تعبیر روزنامهء ایران،پس از اعزام اردوی شیراز«…قبلا به طور نصیحت داخل مذاکرات شده،چون مشار الیه متقاعد نشده لهذا اردو در صدد عملیات برآمده و قریبا وسایل رفع شرارت وی را خواهد نمود.»۱۶ ظاهرا این بار نیز پشتگرمی امامقلی خان به نیروی بویر احمد و ناتوانی یا بیمیلی خوانین بختیاری در جلوگیری از بویر احمدها،یکی از علل پیدایش چنین وضعیتی بود[بنگرید به سند شماره ۸]
اگرچه در این مجموعه از نحوهء حلوفصل نهایی ماجرا سندی ملاحظه نشد ولی میدانیم که بالاخره در فروردین ۱۳۰۱ ش«بخشی از افراد نیروی جدید التاسیس لشکر جنوب در ممسنی مستقر شده۱۷و در خرداد ۱۳۰۲ نیز بالاخره، عملیات ممسنی که نقش مهمی در تحولات فارس در نیمه اول دوران حاکمیت رضا شاهی داشت، بیشتر به نوعی لشکرکشی خصوصی شباهت دارد تا روال متعارف اعادهء اقتدار دولت.
امامقلی خان با تخریب پارهای از قلاع تحت اختیارش در منطقه موافقت کرد و حتی گروهی از سواران رستم را به عنوان همراهی،به خدمت قشون گماشت.۱۸ولی همانگونه که وقایع بعدی و از سر گرفته شدن موضوع اختلاف ملکی مزبور در سالهای بعد برمیآید،روشن است که دور اول درگیری بیش از آن که به حلوفصل نهایی موضوع خاتمه یابد به نوعی مصالحه و حفظ وضع موجود خاتمه یافته بود.احتمالا درگیریهای اساسی دولت در نواحی غربی ایران و بویژه تهیه و تدارک لازم در جهت سرکوب طغیان شیخ خزعل در خوزستان،در تمایل دولت به«حفظ وضع موجود»در ممسنی و اصولا کل جنوب در سالهای نخست دههء ۱۳۰۰ موثر بوده است.درگیریهای محلی بروز کرد که بتدریج به موضوعی اساسی تبدیل شد که زمینه (تصویرتصویر) @با واگذاری بخشی از اراضی خالصهء ممسنی در ایام حکمروایی مظفر الدین شاه قاجار به معین التجار بوشهری،مسائل ملکی این سامان که مطابق عرف و عادف محلی رفع و رجوع میشد جنبهای دیگر و مشکلتری یافت.
برخورد خونین قوای دولتی و عشایر بویر احمد در سالهای ۱۳۰۷ و ۱۳۰۹ گردید.
یکی از اسفبارترین وجوه این ماجرا اعمال نفوذ آشکار معین التجار و لهذا روش یکجانبهای است که دولت در قبال آن اتخاذ کرد.در واقع عملیات ممسنی که نقش مهمی در تحولات فارس در نیمه اول دوران حاکمیت رضا شاهی داشت،بیشتر به نوعی لشکرکشی خصوصی شباهت دارد تا روال متعارف اعاده اقتدار مرکز.
پانویسها:
(۱).جامعترین منبع موجود در باب تاریخ ممسنی اثر ذیل است:نور محمد مجیدی،تاریخ و جغرافیای ممسنی،تهران، ۱۳۷۱،انتشارات علمی.
(۲).وزارت داخله به ایالت فارس،۲۲ اسد ۱۳۰۰٫[اسناد وزارت کشور(از این پس-)۱۷۷۶/۳]
(۳).وزارت داخله به ایلخانی بختیاری،نمره کتاب ثبت ۷۸۶۸،۲۲ اسد ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۳۱]
(۴).وزارت داخله به ایلخانی بختیاری،نمره کتاب ثبت ۲۸۷۹،۱۵ ذیحجه ۱۳۳۹[۲۹ مرداد ۱۳۰۰][ک ۱۷۷۶/۲۳]
(۵).ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران،از شیراز به طهران، نمره تلگراف ۱۲۲،تاریخ اصل ۳۰،تاریخ وصول ۳۱ اسد [مرداد]۱۳۰۰:[ک ۱۷۷۶/۳۳]
(۶).وزارت داخله،سواد تلگراف ایالت فارس،نمره ۲۷۲۸، ۸ سنبله(شهریور)[ک ۱۷۷۶/۲۹]
(۷).وزارت داخله به معین التجار،اداره جنوب،نمره ۳۱۲۸/۹۲۲۲،مورخه ۱۳ برج سنبله(شهریور)۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۲۹]
(۸).تلگراف نمره ۱۵/۷ سنبله ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۲۴]
(۹).ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران،شیراز به طهران،نمرهء ۵؛۴ میزان ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۲۱]
(۱۰).احتمالا همین رشته برخوردها است که در منابع بویر احمدی از آنها به نام«جنگ آجودانی»(منسوب به آقا جواد امیر همایون)یاد میشود.برای آگاهی بیشتر بنگرید قدرت الله اکبری،بویر احمد در گذرگاه تاریخ،چاپخانه مصطفوی شیراز،مرداد ماه ۱۳۷۰،صص ۳۲-۳۳٫در این کتاب تاریخ درگیری مزبور ۱۳۰۲ ذکر شده است که احتمالا
ق۱۳۰۰ صحیحتر است،زیرا در ۱۳۰۲ امامقلی خان تسلیم شده بود.
(۱۱).برای آگاهی بیشتر بنگرید به مکاتبات نصرت السلطنه با مرکز ایام و بویژه تلگراف ۱۵ حوت[اسفند]۱۳۰۰ او به رییس الوزرا،[نمره ۵۶،شیراز به طهران]،ک ۵۲۱۸٫
(۱۲).وزارت داخله،نمرهء کتاب ثبت ۵۲۲۰،۲۷ ربیع الثانی ۱۳۴۰[۷ جدی ۱۳۰۰،ک ۱۷۷۶/۱۳]
(۱۳).ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران،نمرهء تلگراف ۳۰۶، شیراز به طهران،۱۳ جدی ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۳]
(۱۴).وزارت داخله،نمرهء کتاب ثبت ۵۵۰۶،۱۶ جمادی الاول ۱۳۴۰/۲۴ جدی ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۴]
(۱۵).وزارت داخله،نمرهء کتاب ثبت ۱۷۹۷۹/۶۰۶،۳۰ دلو ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۸]
(۱۶).روزنامهء ایران،۱۸ حوت ۱۳۰۰
(۱۷).نوبخت،شاهنشاه پهلوی،تهران،[۱۳۰۴]،مطبعه مجلس،ص ۷۰
(۱۸). Lieut.G.F.Magee.the Tribes of Fars, Nov.1945,Government of India Press,Simla 1948.p.156.
(تصویرتصویر) شیخ خزعل
[نامهء معین التجار به وزارت داخله،۲۳ مرداد ۱۳۰۰]
به تاریخ ۹ شهر ذیحجه ۱۳۳۹[۲۳ مرداد ۱۳۰۰]
مقام منبع وزارت داخله،خاطر مبارک حضرت متطاب اشرف آقای رییس الوزرا دامت شوکته از موقعیت و اهمیت نظم ممسنی که محل عبور ایلات۱است مسبوق میباشید و همیشه صد نفر سرباز و یک عراده توپ برای نظم آنجا از طرف دولت فرستاده میشد،سنه گذشته چند نفر سرباز فرستادند،چون کافی نبود بیشتر بر تجری طایفه بویر احمد افزوده،بواسطهء تهاجم و غارتهای مکررهء آنها تقریبا شصت نفر از طرفین مقتول شده مسلما باعث بینظمی راه اصفهان و بوشهر خواهد شد.لازم است زودتر از طایفه بویر احمدی جلوگیری شود.شرارت آنها معلوم است.مستدعی است هر تلگرافی به ایالت فارس صادر فرمایند یک عراده توپ با یک عده که کافی برای نظم بدانند زودتر بفرستند.اهل خود محل هم همراهی مینمایند که انشا الله بدون زدوخورد آنجا منظم میشود.زیاده تصدیع نمیدهد چون تصیل حضورا عرض شده.چون بهبهان و کوه گیلویه هم سپرده به خوانین بختیاری میباشد مستدعی است تلگرافی به خوانین بختیاری بفرمائید که جلوگیری از این طایفه بنمایند[سطر آخر ناخوانا]
[امضاء معین التجار]
[۱۷۷۶/۳۲]
[وزارت داخله به ایالت فارس،۴ شهریور ۱۳۰۰]
وزارت داخله،نمرهء ۲۹۸۲، [به]شیراز،مورخه ۴ برج سنبلهء ۱۳۰۰
ایالت جلیله.تلگراف نمرهء ۲۵۴۴ زیارت.
از قرار معلوم در سنوات سابقه معمولا یک صد سرباز اعزام و توپ هم فرستاده میشده.برای مساعدت با آقای حاج معین التجار و تکمیل انتظامات محل ممسنی مقرر خواهند فرمود در حدود همین عده سرباز اعزام شود.چون برای محل ممسنی توپ کوهستانی خیلی موثر است در صورت امکان از طرف ایالت جلیله یکی از توپهای شنیدر کوهستانی دولت را که در ادارهء اسپیار۱است گرفته همراه سربازها روانه دارند. به طوری که در تلگراف قبل خاطر مبارک را مستحضر هستند فوق العاده را آقای حاجی معین التجار خواهند پرداخت[و میزان آن را از قرار هر نفی سرباز یا توپچی روزی دو قران در نظر گرفتهاند مخارج]۲حقوق معمولی نظامیان که اعزام میشوند البته با دولت خواهد بود.نمرهء ۱۹۸۲/۲۳ ذیحجه[مهر]وزارت داخله
[در حاشیه آمده است]برای آقای حاج معین التجار فرستاه شود.۵ سنبله.ثانیا تجدید شود.
[ک ۱۷۷۶/۳۶]
[راپورت شیراز،۱۳ آبان ۱۳۰۰]
ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران از شیراز به ط.
راپوت شیراز،۱۳ عقرب.رفتن صد نفر سرباز توپچی و سوار با دو عراده توپ تحت اختیار جواد آقا به طرف ممسنی را به عرض رسانیدم.حین حرکت آنها تلگراف متحد المالی از امام قلی خان و بعضی کدخدایان ممسنی، آقایان حجج الاسلام رسید که ما مطیع و رعیت دولتیم مالیات و مرسوم خود را داده و میدهیم بیجهت توپ و نظام دولت را به سر خانهء ماها میآورند و با ما طرف میکنند.اگر سوء القاناتی رخ داده از راه دفاع و حفظ ناموس و خانهء خودمان است نه از راه تمرد و یاغیگری،عدهء نظامی میروند و سه فقره حمله میکنند و هر سه دفعه شکست فاحشی خورده تلفات و ضایعاتی داده عقبنشینی اختیار میکنند دفعهء چهارم بر جسارت آنها افزوده دنبال میکنند از قرار خبری که اخیرا رسیده ده دوازده نفر سرباز بدبخت مقتول قریب بیست نفر مجروح مونسیونشان به کلی تمام میگویند ده دوازده نفر از آن طرف کشته میشود.جواد آقا از سردار عشایر استمداد میطلبد که ناصر خان پسرش را با یک عده قشقایی بفرستد.نصیر نظام و عدهء توپچی که توپ (۱)اصل:ئیلات
(۱)اس.پی.آر-پلیس جنوب
(۲)مطالب دورن[]خط خورده است.
(تصویرتصویر) شنیدر ندیده و اطلاع از آن توپ نداشتند یک آهن جزء اعظم توپ را میشکنند لاستیکش پاره هوای آن خارج به کلی از خیر انتفاع میافتد با این حال نصیر نظام نوشته بود که اگر آهنگر با اطلاعی با مونسیون نرسد هر دو توپ در معرض خطر است.فتح الله
[در حاشیه]اداره جنوب شعبهء مطبوعات فقط اطلاع حاصر نماید به جراید داده نشود.۱۵ عقرب[ک ۱۷۷۶/۱۴]
[امامقلی خان رستم به ریاست وزرا،۲۸ بهمن ۱۳۰۰]
ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران نمره کتاب ۴۸۱ از کازرون به ط.
تاریخ اصل ۲۷[دلو]تاریخ وصول ۲۸ دلو ۱۳۰۰
مقام منیع حضرت اشرف اعظم آقای ریاست وزراء روحی فداه.چنانچه سالک از وقایع حاضر مستحضر باشید پنج ماه است امیر همایون با قوای دولتی توپ متعدد اردوی قشقایی و کوه مرهجات ممسنی مصمم خرابی و اخراج چاکر و رعایای رنجبر از وطن سیصد ساله شده.
عموم ملت فارس از بیگناهی چاکر مطلع به دوسیههای مرکزی و ایالتی رجوع فرمایند هیچ وقت فامیل چاکر از اوامر دولتی سرنپیچیده مرتکب شرار نشدهایم از طریق درستکاری تحصیل معیشت نموده.امروز مملکت ایران تحت قانون است قاطبه ملت مترصدند در سایه دولت علیه راحت زندگی نمایند خلاف چاکر را تحقیق فرموده پس از دادن مالیات و تقدیمی به اطمینان کلام الله پسرم را فرستادم توقیف کرد.باز مصمم (تصویرتصویر) امام قلی خان رستم
اخراج چاکر و این ملت مظلوم است.از مراحم بیکران مستدعی اسباب آسایش مظلومین را فراهم فرمایند.چاکر امامقلی رستم.
[ک ۱۷۷۶/۱۱]
[ایالت فارس به وزارت داخله،۲۸ بهمن ۱۳۰۰]
ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران نمره کتاب ۳۶۹ شیراز به ط.نمره تلگراف ۱۰۴
تاریخ اصل ۲۷[دلو]تاریخ وصول ۲۸ دلو ۱۳۰۰
وزارت جلیله داخله.تلگراف رمز نمره ۷۷۷ راجع به ممسنی واصل گردید ریاست قشون از قرار اظهار خودش بر حسب تعلیمات وزارت جلیله جنگ به ممسنی عزیمت نموده است اما راجع به خرابی قلاع آنجا نظر به مصالح مملکتی به امامقلی خان اطمینان داده شد که در شیراز حاضر و مطالب خود را اظهار نموده و رسیدگی شود و قلاع همه در تصرف عده نظامی باشد تا پس از رسیدگی تکلیف آن معین گردد.معذالک اگر ترتیب دیگری را مقتضی بدانید بهفرمایید رفتار شود.نمره ۶۸۸۸۷٫نصرت السلطنه.
[ک ۱۷۷۶/۷]
(تصویرتصویر)
[وزارت داخله به امامقلی خان رستم،۳۰ بهمن ۱۳۰۰]
وزارت داخله.نمره کتاب ثبت ۶۰۷۴٫ طهران به کازرون،۳۰ دلو ۱۳۰۰/۲۱ جمادی الثانی ۱۳۴۰٫کازرون جواب نمره ۲۲۵۴/۳۲
امام قلیخان.تلگراف شما ملاحظه شد.اعزام اردو برای استقرار انتظامات محلی بوده است. البته شما موافق احکام ایالت جلیله رفتار،به طوری که از طرف ایالت مقرر شده است مطمئنا به شهر رفته مطالب خودتان را اظهار نمایید تا رسیدگی و احقاق حق به عمل آمده قرار آسایش شما داده شود.
[ک ۱۷۷۶/۱۲]
[ایالت فارس به وزارت داخله،۲ اسفند ۱۳۰۰]
اداره تلگرافی دولت علیه ایران نمره کتاب ۳۵۸ از شیراز به طهران
نمره تلگراف ۴۰ تاریخ اصل ۲[حوت]تاریخ وصول ۲ حوت ۱۳۰۰
وزارت جلیله داخله،تلگراف نمره ۶۰۶۰* وقتی رسید که سه روز قبل از طرف رییس قشون تلگراف شده بود که شروع به جنگ و زدوخورد گشتهاند به وصول تلگراف رییس قشون یک نفر از معتمدان خود را فرستاده که به هر قسم است بلکه باز به تدابیر عملیه و علمیه عمل را تصفیه نموده و به همین قسم که امروز که تلگراف وزارت جلیله رسیده به موقع اجرا گذارده شود. منتظر جواب و اقدامات مشار الیه میباشیم هرچه راپورت رسید فوری خاطر آن وزارت جلیله را مسبوق دارم.نمره ۷۵۲۵٫نصرت السلطنه.
[ک ۱۷۷۶]
[ک ۱۷۷۶/۱۰]
[ایالت فارس به رئیس الوزراء ۲۱ اسفند ۱۳۰۰]
اداره تلگرافی دولت علیه ایران نمره کتاب ۲۳۷۴٫شیراز به طهران.نمره تلگراف ۷۹ تاریخ اصل ۲۱[حوت]تاریخ وصول ۲۱ حوت ۱۳۰۰
خدمت حضرت مستطاب اجل اشرف آقای رییس الوزراء دامت شوکته.کپیه وزارت جلیله داخله.دو سه روز قبل دبیر اعظم نماینده ایالت از ممسنی به کازرون آمد و راپورت مشروحی از اوضاع آنجا و عملیات خود اطلاع داد.اخیرا شرایطی برای اصلاح و رفع غایله فی مابین مطرح هر شرط آن محل اختلاف طرفین بود به ترتیبی که صلاح دولت و مالک بود اصلاح شرط مزبور به مشار الیه دستور و قدغن نمودم به ممسنی مراجعت نماید ولی لزوما خاطر محترم را مستحضر میدارد و به طوری که ریاست قشون به وزارت جلیله جنگ راپورت داده عمده اتکال امامقلی خان به بویر احمدی است و به هر صورت برای اختتام غائله به ممسنی لازم است مقرر فرمایند خوانین بختیاری فوری بویر احمدی را از خاک ممسنی بکوچانند و از آنها قویا جلوگیری نمایند و الا این مسئله مشکلات مهمی را تولید نموده و خواهد نمود.معین است توجه سریعی به این موضوع مبذول میفرمایند.۷۴۹۲٫ نصرت السلطنه.
[ک ۱۷۷۶/۴۳ و ۴۴]
[امیر همایون به معین التجار،۲۳ اسفند ۱۳۰۰]
اداره تلگرافی دولت علیه ایران.نمره کتاب ۳۳۱٫از کازرون به طهران.نمره تلگراف ۸٫ تاریخ اصل ۲۲[حوت].تاریخ وصول ۲۳ حوت[۱۳۰۰]
(تصویرتصویر) لطفعلی خان امیر مفخم
دهدشتی.تعجب دارم راپورت مفصل تلگرافی عرض کردم گویا قاصد نرسانیده آقای رییس قشون ۱۵ جیم ۲[جمادی الثانی]وارد،فردا شب امام قلی به قوایی که از طرف اردو در کوه گذارده شده بود حمله برده دو قزاق مقتول چهار نفر مجروح ۲ نفر تفنگچی مقتول شش نفر مجروح شدند.در نتیجه این اقدام از طرف ریاست قشون هم چند تیر توپ به قلاع او خالی شد ولی مجددا فردای آن روز جنگ را موقوف مشغول مذاکره صلح شدند.۲۴[جمادی الثانی]دبیر اعظم رییس کابینه ایالتی وارد،۱۲ روز مشغول مذاکره بودند. همه قسم اطمینان دادند مطیع نشده.نمره به طرف کازرون مراجعت کردند.امروز مجددا رییس کابینه و نامی دیوان از طرف ایالت مراجعت کردند بلکه ترتیب اصلاحی بدهند گویا قرار است او را کلانتر کل رستم نمایند ولی در شاه حسنی دخالت نکند در این طرف سنگر منزلی برایش معین نمایند.البته فدوی مطیع اوامر دولت هستم در سفر قراردادی با امامقلی گذارده بودند که پسرش با چهار نفر کدخدازاده گروی در قراقخانه بگذارد تا کلانتری کل رستم شود با وجودی که قبول کرده بود اجرا نداشت نتیجهء مذاکرات این سفر بعد معروض میدارم*
۱۱ رجب.جواد.
[ک ۱۷۷۶/۴۰]
(*)[در یک یادداشت ضمیمه آمده است]:به نمره ۶۰۶۰ به ایالت فارس تلگراف نشده و در ذکر نمره اشتباه شده است.راجع به ممسنی و امام قلیخان به ایالت در تحت نمره ۶۰۶۱[ر.ک. ۱۷۷۶/۸]صادر شده گمان میکنم مطالب راجع به همین قضیه باشد.
کاوه بیات
امروز در خدمت شما هستیم با چارمین شماره ماهنامه تازه تاسیس نورباران با مدیریت نصیب الله حیاتی
ار مهمترین عناوین میتوان به :
مصاحبه با تنها یادگار جنگ گجستان
شهید حاج باقر رشیدی، سردار رشید اسلام
آمادگی الحاق شهرستان رستم به استان خود را داریم، از خیر رستم بگذرید !
رستم و ممسنی اصلش یکی است و از هم جدا نمیشوند و همه ی آنها یک رشته هستند
چهارمین دوره ی جشنواره فیلم رشد در شهرستان ممسنی برگزار شد
در آخرین روزهای تبلیغات نامزدهای مجلس نهم که بازار شایعات داغ هست شایعه جدیدی بوجود امده که سطح شهرستان را فرا گرفته و آن هم تائید صلاحیت دکتر نوذر بناوی است هر چند هم اکنون تمام میدان معلم در شهر ممسنی مملوء از جمعیت و پوستر های تبلیغاتی خود را در معرض نمایش قرار داده و لی هنوز هیچ مقام مسئولی این خبر را تائید نکرده است این خبر در حالی است که عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان ساعاتی پیش در گفتگو با ایرنا
در پاسخ به این پرسش که آیا امکان دارد که دیگر نامزدهایی که نماینده کنونی مجلس نیستند و رد صلاحیت شده اند، تایید شوند؛ گفت: این موضوع خیلی بعید به نظر می رسد. همچنین ساعاتی پیش مصطفی محمد نجار وزیر کشور پس از بازدید از ستاد انتخابات کشور اعلام کرد تا این لحظه شورای نگهبان اسم هیچ تایید صلاحیت شده جدیدی را به ما نداده است ما نیز این اسامی را نه به فرمانداریها و نه به استانداریها ابلاغ نکردهایم.
علی احمدی نماینده قبلی ممسنی در مجلس هفتم و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و کاندید فعلی مجلس نهم حوزه شهر شیراز نیز تایید صلاحیت شد که این نیز خبر خوشی برای مردم ممسنی میباشد.
حاج سعید قائدی
حاج سعید قائدی ، فرزند حاج قباد،در شهریور ماه ۱۳۴۷ هجری خورشیدی،در روستای آبپخشان از توابع شهرستان ممسنی،دیده به جهان گشود.پدر ایشان فرهنگی بوده و در این شغل ،به افتخار بازنشستگی نایل آمد.مناعت طبع آن فرهنگی فرهیخته،بر هیچکدام از دوستان و آشنایانش،مستتر نیست.البته وی از همه جهات ،جامعه محاسن بود به گونه ای که توانست خانواده ای را تربیت کند که ماحصل آن،تحویل فرزندانی مثبت و نیکو به جامعه اسلامیمان بود.فرزند ذکور ارشدش یعنی شهید یاسر قائدی بود که در سنین نوجوانی با حضرت امام خمینی(ره)و اندیشه هایش آشنا گردید،عکس پهلوی را با جرات و جسارت پاره کرد و همگام مردم انقلابی شد.وی با علاقه فراوان،عضو انجمن اسلامی روستا شد و در نهایت با عشقی وافر به جبهه های نبرد حق علیه باطل عزیمت نمود تا اینکه در رمضان سال ۱۳۶۱ خورشیدی،جام شهادت نوشید و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
حال باذکر مقدمه ای که از نظرتان گذشت،معلوم شد که برادر حاج سعید قائدی در چه خانواده و تحت چه نوع تربیتی،بزرگ شده است….
ایشان همچون سایر کودکان آن زمان،در موعد قانونی،وارد مدرسه ابتدایی روستای آبپخشان گردید و در پایان دوره ابتدایی ودر کلاس پنجم،به عنوان شاگرد برتر حوزه مربوطه،انتخاب شد.
آقای سعید قائدی، دو سال از دوران راهنمایی را در همان روستا و یک سال آخر و همچنین دوران دبیرستانرا در شهرستان ممسنی سپری نمود.آن گاه دو سال دوران سربازی را گذراند تا اینکه در رشته حقوق قضایی وارد دانشگاه گردید.او پس از اتمام دانشگاه،تحت عنوان((کارشناس حقوقی و قضایی))به استخدام گمرک ایران درآمد و پس از چند سال خدمت در گمرک ،که در آن زمان نیز چندین مرتبه مورد تشویق مسئولین مربوطه قرار گرفت،به دلیل علاقه به شغل وکالت دادگستری و دفاع از حقوق کسانی که به نوعی،در حق آنها اجحاف و حقوقشان پایمال می شد این گزینه را انتخاب نمود.وی مدرک کارشناسی ارشد خویش را در رشته حقوق جزا و جرم شناسی از دانشگاه شیراز،آن هم با پایان نامه درجه عالی و تحت راهنمایی استاد بزرگ و فرهیخته،جناب آقای دکتر محمد هادی صادقی،رئیس سابق دانشگاه شیراز ،به پایان رساند و هم اکنون تحت عنوان وکیل پایه یک دادگستری و مدرس دانشگاه مشغول خدمت می باشد.
فعالیت نامبرده در حوزه بسیج و همگامی و همراهی با مردم ،انقلاب و نطام به گونه ای است که در دوران سربازی در واحد عقیدتی سیاسی و دفتر نمایندگی ولی فقیه در تیپ المهدی مشغول خدمت بود و هم اکنون هم عضو بسیج حقوقدانان استان فارس می باشد.وی عضو کانون وکلای دادگستری فارس و کهگیلویه و بویراحمد می باشد و همچنین نامبرده به عنوان دادیار در دادسرای انتطامی کانون وکلای دادگستری فارس انتخاب گردیده و مشغول انجام وظیفه است.
طبق آخرین اخبار بدست رسیده لیست نهایی کاندیدهای تایید شده حوزه انتخابیه ممسنی رستم مشخص شد که در این دوره افراد سرشناسی از جمله نماینده فعلی عبدالرضا مرادی و همچنین محمد رنجبر ،مسعود گودرزی،نوذر بناوی و …رد صلاحیت شدند.
لیست نهایی تایید صلاحیت شدگان
شورای نگهبان نتایج رسیدگی به شکایت کاندیداهای ردصلاحیت شده را در حالی فردا اعلام خواهد کرد که کماکان بررسی صلاحیت نامزدها در شورای نگهبان ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاری فارس، نتایج قطعی رسیدگی به شکایات ثبت نام کنندگان رد صلاحیت شده کاندیداتوری انتخابات مجلس نهم، فردا سهشنبه دوم اسفند به وزارت کشور اعلام میشود.
تاکنون ۳۴۰۰ نامزد انتخابات مجلس نهم در مراحل رسیدگی به صلاحیت کاندیداها، تائید صلاحیت شدهاند که پیشبینی میشود در مرحله نهایی رسیدگی به شکایت نامزدهای رد صلاحیت شده که واپسین روز بررسی در شورای نگهبان را سپری میکند، این آمار افزایش یابد.
به گزارش فارس، کماکان بررسی شکایات نامزدهای رد صلاحیت در شورای نگهبان ادامه دارد.
عبدالرضا مرادی در گفتوگو با ایلنا در این باره گفت: به استناد بند یک ماده ۲۸ قانون اساسی از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شدهام.
وی با اشاره به اینکه این بند مربوط به عدم التزام عملی به اسلام و نظام است، خاطر نشان کرد: درخواست رویت اسناد و ابلاغ رای به استناد به اسناد را داشتهام اما تاکنون شورای نگهبان به این درخواست پاسخی نداده است.
مرادی با تاکید بر اینکه همچنان خواستار رویت اسناد و مدارکی است که موجب رد صلاحیتش شده است افزود: امیدواریم پیگیریها نتیجه بدهد و شورای نگهبان نیز در رای نهایی خود تجدید نظر داشته باشد.