در ایران اختلافهای ملکی همیشه سر منشا بسیاری از برخوردها و درگیریهای محلی بوده است ولی در تاریخ معاصر ایران کمتر نمونهای از این گونه اختلافها را میتوان یافت که همانند اختلاف ملکی خوانین ممسنی با معین التجار بوشهری،زمینهساز رشته آشوبها و اغتشاشهایی منطقهای شده باشد.تلاش دولت برای حلوفصل این مسئله در سالهای نخست دههء ۱۳۰۰ شمسی به نفع یکی از طرفین درگیر که موضوع اصلی این بررسی است به برخوردهای نظامی بالنسبه مستمری منجر شده که برای مدتی، بخش مهمی از کل قوای نظامی فارس را که در سایر نقاط منطقه و برای موارد مهمتری به وجودشان احتیاج بود،گرفتار خود ساخت.بنا به دلایلی که مورد اشاره قرار خواهند گرفت،این مسئله در همان مرحله به صورت کامل حل و فصل نشد و بار دیگر در سال ۱۳۰۷٫ زمینهء برخورد و اغتشاشی به مراتب گستردهتر از پیش گشت که مآلا تلفات جانی و ضایعات مالی چشمگیری به دنبال داشت.مجموعه اسنادی که در این بررسی معرفی میشوند،از لحاظ روشنتر شدن جوانبی چند از نحوهء تکوین این ماجرا و عملکرد دولت در این زمینه جالب توجه میباشند.با توجه به ساختار عشایری ممسنی که طوایف رستم،بکش،دشمن زیاری و جاوید را دربر دارد و همجواری آن با دیگر مناطق مهم عشایری فارس،تبدیل هرگونه اختلاف نظر محلی به نوعی برخورد و مقابله مسلحانه امر استثنایی و غریبی نبود.تاریخ معاصر منطقه خود گواهی است بر این امر۱٫ولی با واگذاری بخشی از اراضی خالصهء ممسنی در ایام حکمروایی مظفر الدین شاه قاجار به معین التجار بوشهری،مسائل ملکی این سامان که به هرحال مطابق با عرف و عادت محلی رفع و رجوع میشد،جنبهای دیگر و مشکلتری یافت.دو گروه از مالکین محلی ممسنی،یعنی امامقلی خان رستم و سادات طباطبایی فهلیان نسبت به مالکیت معین التجار اعتراض داشته و حتی الامکان مانع آزادی عمل او میشدند.البته مخالف عمده امامقلی خان رستم بود که به علت نسب مادریاش با خوانین بویر احمد نه تنها دیگر رقیب محلی خود، نصر الله خان را از صحنه خارج کرده و امور طایفه رستم را در دست گرفته بود،بلکه در مخالفت با معین التجار و مخالفین محلی خود نیز از حمایت قدرتمند بویر احمد برخوردار بود.
در پی خاتمه یافتن جنگ جهانی اول معین التجار بوشهری بر آن شد با استفاده از نفوذ و اعتبارش در مرکز،مخالفین محلی خود را که در آشوب سالهای اخیر قدرت یافته بودند،از میان برداشته و مالکیت خود را بر املاک مزبور مسجل سازد.وی ضمن ارسال نامهای به وزارت داخله در ۹ ذیحجه ۱۳۳۹ ق[۳۲ مرداد ۱۳۰۰ ش] با تأکید بر اهمیت انتظام ممسنی از نقطه نظر امنیت راه اصفهان-بوشهر تقاضا میکند که (تصویرتصویر) حاج محمد اسماعیل مغازه-حاج معین التجار بوشهری-حاج حسین آقا امین الضرب
برای سرکوب بویر احمدها یک نیروی مکفی، همراه با یک عراده توپ اعزام شود تا با همراهی اهل محل موضوع فیصله یابد.[بنگرید به سند شماره ۱]وزارت داخله نیز از نصرت السلطنه والی فارس خواست که«…قوای کافی برای تنظیم آن صفحات…»اعزام دارد.۲علاوه بر این به لطفعلی خان امیر مفخم ایلخانی بختیاری نیز که ادارهء امور کهگیلویه و بویر احمد را نیز بر عهده داشت اطلاع داده شود که با توجه به اقدامات والی فارس در انتظام ممسنی،او نیز از دخالت بویر احمدها در مسائل ممسنی جلوگیری کند.۳ چند روز بعد نیز باز هم وزارت داخله،ضمن مخابره تلگراف دیگری به امیر مفخم بختیاری، بویژه بر نقش طوایف آقایی و قاید گیوی بویر احمد در این مسائل تاکید داشته و از او میخواهد که از خوانین بویر احمد التزام بگیرد که مداخله نکنند.۴
از سوی دیگر جواد بوشهری(امیر همایون) پسر معین التجار که در فارس به نمایندگی از پدر عمل میکرد به نیرویی که نصرت السلطنه برای اعزام به ممسنی فراهم ساخته بود راضی نشده و قوایی معادل ۵۰؟؟؟سرباز و یک عراده توپ میخواست.چون اعزام چنین قوایی حداقل ۲۰۰۰ تومان مخارج داشت و منوط به تصویب وزارت داخله بود،نصرت السلطنه در این باب از مرکز
کسب تکلیف کرد.۵پاسخ وزارت داخله به این استفسار بیانگر مقدمات خاص و غیر متعارفی است که بر این لشکرکشی ترتیب یافته بود؛ وزارت داخله ضمن تایید درخواست امیر همایون و تاکید بر اعزام حدود ۱۰۰ سرباز به ممسنی، دستور میدهد که یکی از توپهای کوهستانی پلیس جنوب نیز همراه با قوای اعزامی ارسال شود.«مخارج فوق العاده»اردو را نیز معین التجار خود شخصا متقبل میشد.[بنگرید به سند شماره ۲]
مخارج اردو«…از قبیل تهیهء چادر و ملبوس و کرایه مال و قیمت فشنگ و عده بالغ بر سه هزار تومان…»میشد۶که پس از مشورت با معین التجار قرار شد وی فوق العادهء سرباز و توپچی و کرایه مال برای حمل توپ و قورخانه را توسط نماینده محلیاش در فارس بپردازد.۷
در حالی که رؤسای بختیاری،لطفعلی خان امیر مفخم و مرتضی قلی خان صمصام السلطنه به وزارت داخله پاسخ دادند که«حسب الامر»به نایب الحکومهء بهبهان تاکید شد که از تجاوز بویر احمدها جلوگیری و با والی فارس همکاری کند.۸نصرت السلطنه نیز اطلاع داد که اردوی اعزامی در اوایل مهر عازم ممسنی خواهد شد.۹ بالاخره اردویی مرکب از ۱۰۰ سرباز و سوار و دو عراده توپ،تحت سرپرستی امیر همایون بوشهری راهی ممسنی شد و چنانچه از گزارش تلگرافی شیراز[سند شماره ۳]برمیآید پس از رشته برخوردهایی در ماه آبان،نیروهای امامقلی خان و بویر احمد شکست خورده و منهزم میشود.۱۰
تحولات ناشی از انحلال واحدهای نظامی موجود و تشکیل قشون متحد الشکل در اوایل زمستان ۱۳۰۰ ش که بویژه در فارس،برای مدتی نوعی خلاء انتظامی پدید آورد۱۱و همچنین بیمیلی فرمانده اردوی اعزامی به ادامهء عملیات، وقفهای چند ماهه بوجود آورد.وزارت داخله(و به احتمال قوی در میان نظر معین التجار)از عدم والی فارس خواست تا پس از مشورت با ریاست قشون فارس«…صاحبمنصبی مطمئن با عدهء نظامی و مقدار کافی مهمات…»به جای او اعزام شود«…که از اقدامات نتیجه حاصل شود.»۱۲و حتی هنگامی که نمایندهء معین التجار در فارس به او اطلاع داد که شایع است اردوی ممسنی قصد بازگشت دارد و«…هرگاه برگردند دیگر نظم و امتیازی باقی نخواهد ماند…»۱۳نفوذ معین التجار در مرکز موثر افتاده،قوام السلطنه، رییس الوزرا وقت از وزارت جنگ خواست که به @در تاریخ معاصر ایران کمتر نمونهای از اختلافهای ملکی را میتوان یافت که مانند اختلاف ملکی خوانین ممسنی و معین التجار بوشهری باشد.
(تصویرتصویر) نجفقلی خان صمصام السلطنه
ریاست قشون فارس اطلاع دهد«…مادام که امامقلی خان تسلمی نشده و در قلعهء خود باقی است اردو را رجعت ندهند و با امامقلی خان ضرب الاجل نمایند که از قلعه خارج گردیده، تسلیم اردو شود،به شیراز بیاید و در آنجا قرار لازم در کار او داده شود.»۱۴
از آنجایی که خود امامقلی خان رستم نیز طی ارسال تلگرافی به ریاست وزرا،با اشاره به سوابق خدمتگذاری و دولتخواهی خود و خاندانش و شکایت از لشکرکشیهای پنج ماه اخیر امیر همایون،خواهان رسیدگی قانونی به خواستههایش شده بود[بنگرید به سند شماره ۴] و نصرت السلطنه نیز با اتخاذ روشی مسالمتآمیز موافق بود.[بنگرید به سند شماره ۵]
وزارت داخله نیز موافقت خود را با چنین ترتیبی اعلام داشته و توصیه کرد وی به شهر آمده و«…به اظهاراتش رسیدگی و احقاق حق…»شود.۱۵در پاسخ به عریضه تلگرافی امامقلی خان[سند شماره ۴]نیز وزارت داخله تلگرافی به همین مضمون به وی مخابره کرد [بنگرید به سند شماره ۶]
با این حال دور بعدی مذاکرات نیز بدون چنگ و جدل نگذشت.از گزارشهای موجود چنین به نظر میآید که تلاشهای ریاست قشون فارس(احتمالا نایب سرهنگ بصیر دیوان فضل الله خان زاهدی)برای حل و فصل مسالمتآمیز ماجرا با موفقیت کامل روبرو نشد و علی رغم مذاکرات دبیر اعظم و ناصر دیوان کازرونی-فرستادگان والی-با امامقلی خان، زدوخوردهای مختصری نیز روی داد[بنگرید به اسناد شماره ۷ و ۹]بنا به تعبیر روزنامهء ایران،پس از اعزام اردوی شیراز«…قبلا به طور نصیحت داخل مذاکرات شده،چون مشار الیه متقاعد نشده لهذا اردو در صدد عملیات برآمده و قریبا وسایل رفع شرارت وی را خواهد نمود.»۱۶ ظاهرا این بار نیز پشتگرمی امامقلی خان به نیروی بویر احمد و ناتوانی یا بیمیلی خوانین بختیاری در جلوگیری از بویر احمدها،یکی از علل پیدایش چنین وضعیتی بود[بنگرید به سند شماره ۸]
اگرچه در این مجموعه از نحوهء حلوفصل نهایی ماجرا سندی ملاحظه نشد ولی میدانیم که بالاخره در فروردین ۱۳۰۱ ش«بخشی از افراد نیروی جدید التاسیس لشکر جنوب در ممسنی مستقر شده۱۷و در خرداد ۱۳۰۲ نیز بالاخره، عملیات ممسنی که نقش مهمی در تحولات فارس در نیمه اول دوران حاکمیت رضا شاهی داشت، بیشتر به نوعی لشکرکشی خصوصی شباهت دارد تا روال متعارف اعادهء اقتدار دولت.
امامقلی خان با تخریب پارهای از قلاع تحت اختیارش در منطقه موافقت کرد و حتی گروهی از سواران رستم را به عنوان همراهی،به خدمت قشون گماشت.۱۸ولی همانگونه که وقایع بعدی و از سر گرفته شدن موضوع اختلاف ملکی مزبور در سالهای بعد برمیآید،روشن است که دور اول درگیری بیش از آن که به حلوفصل نهایی موضوع خاتمه یابد به نوعی مصالحه و حفظ وضع موجود خاتمه یافته بود.احتمالا درگیریهای اساسی دولت در نواحی غربی ایران و بویژه تهیه و تدارک لازم در جهت سرکوب طغیان شیخ خزعل در خوزستان،در تمایل دولت به«حفظ وضع موجود»در ممسنی و اصولا کل جنوب در سالهای نخست دههء ۱۳۰۰ موثر بوده است.درگیریهای محلی بروز کرد که بتدریج به موضوعی اساسی تبدیل شد که زمینه (تصویرتصویر) @با واگذاری بخشی از اراضی خالصهء ممسنی در ایام حکمروایی مظفر الدین شاه قاجار به معین التجار بوشهری،مسائل ملکی این سامان که مطابق عرف و عادف محلی رفع و رجوع میشد جنبهای دیگر و مشکلتری یافت.
برخورد خونین قوای دولتی و عشایر بویر احمد در سالهای ۱۳۰۷ و ۱۳۰۹ گردید.
یکی از اسفبارترین وجوه این ماجرا اعمال نفوذ آشکار معین التجار و لهذا روش یکجانبهای است که دولت در قبال آن اتخاذ کرد.در واقع عملیات ممسنی که نقش مهمی در تحولات فارس در نیمه اول دوران حاکمیت رضا شاهی داشت،بیشتر به نوعی لشکرکشی خصوصی شباهت دارد تا روال متعارف اعاده اقتدار مرکز.
پانویسها:
(۱).جامعترین منبع موجود در باب تاریخ ممسنی اثر ذیل است:نور محمد مجیدی،تاریخ و جغرافیای ممسنی،تهران، ۱۳۷۱،انتشارات علمی.
(۲).وزارت داخله به ایالت فارس،۲۲ اسد ۱۳۰۰٫[اسناد وزارت کشور(از این پس-)۱۷۷۶/۳]
(۳).وزارت داخله به ایلخانی بختیاری،نمره کتاب ثبت ۷۸۶۸،۲۲ اسد ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۳۱]
(۴).وزارت داخله به ایلخانی بختیاری،نمره کتاب ثبت ۲۸۷۹،۱۵ ذیحجه ۱۳۳۹[۲۹ مرداد ۱۳۰۰][ک ۱۷۷۶/۲۳]
(۵).ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران،از شیراز به طهران، نمره تلگراف ۱۲۲،تاریخ اصل ۳۰،تاریخ وصول ۳۱ اسد [مرداد]۱۳۰۰:[ک ۱۷۷۶/۳۳]
(۶).وزارت داخله،سواد تلگراف ایالت فارس،نمره ۲۷۲۸، ۸ سنبله(شهریور)[ک ۱۷۷۶/۲۹]
(۷).وزارت داخله به معین التجار،اداره جنوب،نمره ۳۱۲۸/۹۲۲۲،مورخه ۱۳ برج سنبله(شهریور)۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۲۹]
(۸).تلگراف نمره ۱۵/۷ سنبله ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۲۴]
(۹).ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران،شیراز به طهران،نمرهء ۵؛۴ میزان ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۲۱]
(۱۰).احتمالا همین رشته برخوردها است که در منابع بویر احمدی از آنها به نام«جنگ آجودانی»(منسوب به آقا جواد امیر همایون)یاد میشود.برای آگاهی بیشتر بنگرید قدرت الله اکبری،بویر احمد در گذرگاه تاریخ،چاپخانه مصطفوی شیراز،مرداد ماه ۱۳۷۰،صص ۳۲-۳۳٫در این کتاب تاریخ درگیری مزبور ۱۳۰۲ ذکر شده است که احتمالا
ق۱۳۰۰ صحیحتر است،زیرا در ۱۳۰۲ امامقلی خان تسلیم شده بود.
(۱۱).برای آگاهی بیشتر بنگرید به مکاتبات نصرت السلطنه با مرکز ایام و بویژه تلگراف ۱۵ حوت[اسفند]۱۳۰۰ او به رییس الوزرا،[نمره ۵۶،شیراز به طهران]،ک ۵۲۱۸٫
(۱۲).وزارت داخله،نمرهء کتاب ثبت ۵۲۲۰،۲۷ ربیع الثانی ۱۳۴۰[۷ جدی ۱۳۰۰،ک ۱۷۷۶/۱۳]
(۱۳).ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران،نمرهء تلگراف ۳۰۶، شیراز به طهران،۱۳ جدی ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۳]
(۱۴).وزارت داخله،نمرهء کتاب ثبت ۵۵۰۶،۱۶ جمادی الاول ۱۳۴۰/۲۴ جدی ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۴]
(۱۵).وزارت داخله،نمرهء کتاب ثبت ۱۷۹۷۹/۶۰۶،۳۰ دلو ۱۳۰۰[ک ۱۷۷۶/۸]
(۱۶).روزنامهء ایران،۱۸ حوت ۱۳۰۰
(۱۷).نوبخت،شاهنشاه پهلوی،تهران،[۱۳۰۴]،مطبعه مجلس،ص ۷۰
(۱۸). Lieut.G.F.Magee.the Tribes of Fars, Nov.1945,Government of India Press,Simla 1948.p.156.
(تصویرتصویر) شیخ خزعل
[سند شمارهء ۱]
[نامهء معین التجار به وزارت داخله،۲۳ مرداد ۱۳۰۰]
به تاریخ ۹ شهر ذیحجه ۱۳۳۹[۲۳ مرداد ۱۳۰۰]
مقام منبع وزارت داخله،خاطر مبارک حضرت متطاب اشرف آقای رییس الوزرا دامت شوکته از موقعیت و اهمیت نظم ممسنی که محل عبور ایلات۱است مسبوق میباشید و همیشه صد نفر سرباز و یک عراده توپ برای نظم آنجا از طرف دولت فرستاده میشد،سنه گذشته چند نفر سرباز فرستادند،چون کافی نبود بیشتر بر تجری طایفه بویر احمد افزوده،بواسطهء تهاجم و غارتهای مکررهء آنها تقریبا شصت نفر از طرفین مقتول شده مسلما باعث بینظمی راه اصفهان و بوشهر خواهد شد.لازم است زودتر از طایفه بویر احمدی جلوگیری شود.شرارت آنها معلوم است.مستدعی است هر تلگرافی به ایالت فارس صادر فرمایند یک عراده توپ با یک عده که کافی برای نظم بدانند زودتر بفرستند.اهل خود محل هم همراهی مینمایند که انشا الله بدون زدوخورد آنجا منظم میشود.زیاده تصدیع نمیدهد چون تصیل حضورا عرض شده.چون بهبهان و کوه گیلویه هم سپرده به خوانین بختیاری میباشد مستدعی است تلگرافی به خوانین بختیاری بفرمائید که جلوگیری از این طایفه بنمایند[سطر آخر ناخوانا]
[امضاء معین التجار]
[۱۷۷۶/۳۲]
[سند شمارهء ۲]
[وزارت داخله به ایالت فارس،۴ شهریور ۱۳۰۰]
وزارت داخله،نمرهء ۲۹۸۲، [به]شیراز،مورخه ۴ برج سنبلهء ۱۳۰۰
ایالت جلیله.تلگراف نمرهء ۲۵۴۴ زیارت.
از قرار معلوم در سنوات سابقه معمولا یک صد سرباز اعزام و توپ هم فرستاده میشده.برای مساعدت با آقای حاج معین التجار و تکمیل انتظامات محل ممسنی مقرر خواهند فرمود در حدود همین عده سرباز اعزام شود.چون برای محل ممسنی توپ کوهستانی خیلی موثر است در صورت امکان از طرف ایالت جلیله یکی از توپهای شنیدر کوهستانی دولت را که در ادارهء اسپیار۱است گرفته همراه سربازها روانه دارند. به طوری که در تلگراف قبل خاطر مبارک را مستحضر هستند فوق العاده را آقای حاجی معین التجار خواهند پرداخت[و میزان آن را از قرار هر نفی سرباز یا توپچی روزی دو قران در نظر گرفتهاند مخارج]۲حقوق معمولی نظامیان که اعزام میشوند البته با دولت خواهد بود.نمرهء ۱۹۸۲/۲۳ ذیحجه[مهر]وزارت داخله
[در حاشیه آمده است]برای آقای حاج معین التجار فرستاه شود.۵ سنبله.ثانیا تجدید شود.
[ک ۱۷۷۶/۳۶]
[سند شمارهء ۳]
[راپورت شیراز،۱۳ آبان ۱۳۰۰]
ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران از شیراز به ط.
راپوت شیراز،۱۳ عقرب.رفتن صد نفر سرباز توپچی و سوار با دو عراده توپ تحت اختیار جواد آقا به طرف ممسنی را به عرض رسانیدم.حین حرکت آنها تلگراف متحد المالی از امام قلی خان و بعضی کدخدایان ممسنی، آقایان حجج الاسلام رسید که ما مطیع و رعیت دولتیم مالیات و مرسوم خود را داده و میدهیم بیجهت توپ و نظام دولت را به سر خانهء ماها میآورند و با ما طرف میکنند.اگر سوء القاناتی رخ داده از راه دفاع و حفظ ناموس و خانهء خودمان است نه از راه تمرد و یاغیگری،عدهء نظامی میروند و سه فقره حمله میکنند و هر سه دفعه شکست فاحشی خورده تلفات و ضایعاتی داده عقبنشینی اختیار میکنند دفعهء چهارم بر جسارت آنها افزوده دنبال میکنند از قرار خبری که اخیرا رسیده ده دوازده نفر سرباز بدبخت مقتول قریب بیست نفر مجروح مونسیونشان به کلی تمام میگویند ده دوازده نفر از آن طرف کشته میشود.جواد آقا از سردار عشایر استمداد میطلبد که ناصر خان پسرش را با یک عده قشقایی بفرستد.نصیر نظام و عدهء توپچی که توپ (۱)اصل:ئیلات
(۱)اس.پی.آر-پلیس جنوب
(۲)مطالب دورن[]خط خورده است.
(تصویرتصویر) شنیدر ندیده و اطلاع از آن توپ نداشتند یک آهن جزء اعظم توپ را میشکنند لاستیکش پاره هوای آن خارج به کلی از خیر انتفاع میافتد با این حال نصیر نظام نوشته بود که اگر آهنگر با اطلاعی با مونسیون نرسد هر دو توپ در معرض خطر است.فتح الله
[در حاشیه]اداره جنوب شعبهء مطبوعات فقط اطلاع حاصر نماید به جراید داده نشود.۱۵ عقرب[ک ۱۷۷۶/۱۴]
[سند شمارهء ۴]
[امامقلی خان رستم به ریاست وزرا،۲۸ بهمن ۱۳۰۰]
ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران نمره کتاب ۴۸۱ از کازرون به ط.
تاریخ اصل ۲۷[دلو]تاریخ وصول ۲۸ دلو ۱۳۰۰
مقام منیع حضرت اشرف اعظم آقای ریاست وزراء روحی فداه.چنانچه سالک از وقایع حاضر مستحضر باشید پنج ماه است امیر همایون با قوای دولتی توپ متعدد اردوی قشقایی و کوه مرهجات ممسنی مصمم خرابی و اخراج چاکر و رعایای رنجبر از وطن سیصد ساله شده.
عموم ملت فارس از بیگناهی چاکر مطلع به دوسیههای مرکزی و ایالتی رجوع فرمایند هیچ وقت فامیل چاکر از اوامر دولتی سرنپیچیده مرتکب شرار نشدهایم از طریق درستکاری تحصیل معیشت نموده.امروز مملکت ایران تحت قانون است قاطبه ملت مترصدند در سایه دولت علیه راحت زندگی نمایند خلاف چاکر را تحقیق فرموده پس از دادن مالیات و تقدیمی به اطمینان کلام الله پسرم را فرستادم توقیف کرد.باز مصمم (تصویرتصویر) امام قلی خان رستم
اخراج چاکر و این ملت مظلوم است.از مراحم بیکران مستدعی اسباب آسایش مظلومین را فراهم فرمایند.چاکر امامقلی رستم.
[ک ۱۷۷۶/۱۱]
[سند شمارهء ۵]
[ایالت فارس به وزارت داخله،۲۸ بهمن ۱۳۰۰]
ادارهء تلگرافی دولت علیه ایران نمره کتاب ۳۶۹ شیراز به ط.نمره تلگراف ۱۰۴
تاریخ اصل ۲۷[دلو]تاریخ وصول ۲۸ دلو ۱۳۰۰
وزارت جلیله داخله.تلگراف رمز نمره ۷۷۷ راجع به ممسنی واصل گردید ریاست قشون از قرار اظهار خودش بر حسب تعلیمات وزارت جلیله جنگ به ممسنی عزیمت نموده است اما راجع به خرابی قلاع آنجا نظر به مصالح مملکتی به امامقلی خان اطمینان داده شد که در شیراز حاضر و مطالب خود را اظهار نموده و رسیدگی شود و قلاع همه در تصرف عده نظامی باشد تا پس از رسیدگی تکلیف آن معین گردد.معذالک اگر ترتیب دیگری را مقتضی بدانید بهفرمایید رفتار شود.نمره ۶۸۸۸۷٫نصرت السلطنه.
[ک ۱۷۷۶/۷]
(تصویرتصویر)
[سند شمارهء ۶]
[وزارت داخله به امامقلی خان رستم،۳۰ بهمن ۱۳۰۰]
وزارت داخله.نمره کتاب ثبت ۶۰۷۴٫ طهران به کازرون،۳۰ دلو ۱۳۰۰/۲۱ جمادی الثانی ۱۳۴۰٫کازرون جواب نمره ۲۲۵۴/۳۲
امام قلیخان.تلگراف شما ملاحظه شد.اعزام اردو برای استقرار انتظامات محلی بوده است. البته شما موافق احکام ایالت جلیله رفتار،به طوری که از طرف ایالت مقرر شده است مطمئنا به شهر رفته مطالب خودتان را اظهار نمایید تا رسیدگی و احقاق حق به عمل آمده قرار آسایش شما داده شود.
[ک ۱۷۷۶/۱۲]
[سند شمارهء ۷]
[ایالت فارس به وزارت داخله،۲ اسفند ۱۳۰۰]
اداره تلگرافی دولت علیه ایران نمره کتاب ۳۵۸ از شیراز به طهران
نمره تلگراف ۴۰ تاریخ اصل ۲[حوت]تاریخ وصول ۲ حوت ۱۳۰۰
وزارت جلیله داخله،تلگراف نمره ۶۰۶۰* وقتی رسید که سه روز قبل از طرف رییس قشون تلگراف شده بود که شروع به جنگ و زدوخورد گشتهاند به وصول تلگراف رییس قشون یک نفر از معتمدان خود را فرستاده که به هر قسم است بلکه باز به تدابیر عملیه و علمیه عمل را تصفیه نموده و به همین قسم که امروز که تلگراف وزارت جلیله رسیده به موقع اجرا گذارده شود. منتظر جواب و اقدامات مشار الیه میباشیم هرچه راپورت رسید فوری خاطر آن وزارت جلیله را مسبوق دارم.نمره ۷۵۲۵٫نصرت السلطنه.
[ک ۱۷۷۶]
[ک ۱۷۷۶/۱۰]
[سند شمارهء ۸]
[ایالت فارس به رئیس الوزراء ۲۱ اسفند ۱۳۰۰]
اداره تلگرافی دولت علیه ایران نمره کتاب ۲۳۷۴٫شیراز به طهران.نمره تلگراف ۷۹ تاریخ اصل ۲۱[حوت]تاریخ وصول ۲۱ حوت ۱۳۰۰
خدمت حضرت مستطاب اجل اشرف آقای رییس الوزراء دامت شوکته.کپیه وزارت جلیله داخله.دو سه روز قبل دبیر اعظم نماینده ایالت از ممسنی به کازرون آمد و راپورت مشروحی از اوضاع آنجا و عملیات خود اطلاع داد.اخیرا شرایطی برای اصلاح و رفع غایله فی مابین مطرح هر شرط آن محل اختلاف طرفین بود به ترتیبی که صلاح دولت و مالک بود اصلاح شرط مزبور به مشار الیه دستور و قدغن نمودم به ممسنی مراجعت نماید ولی لزوما خاطر محترم را مستحضر میدارد و به طوری که ریاست قشون به وزارت جلیله جنگ راپورت داده عمده اتکال امامقلی خان به بویر احمدی است و به هر صورت برای اختتام غائله به ممسنی لازم است مقرر فرمایند خوانین بختیاری فوری بویر احمدی را از خاک ممسنی بکوچانند و از آنها قویا جلوگیری نمایند و الا این مسئله مشکلات مهمی را تولید نموده و خواهد نمود.معین است توجه سریعی به این موضوع مبذول میفرمایند.۷۴۹۲٫ نصرت السلطنه.
[ک ۱۷۷۶/۴۳ و ۴۴]
[سند شمارهء ۹]
[امیر همایون به معین التجار،۲۳ اسفند ۱۳۰۰]
اداره تلگرافی دولت علیه ایران.نمره کتاب ۳۳۱٫از کازرون به طهران.نمره تلگراف ۸٫ تاریخ اصل ۲۲[حوت].تاریخ وصول ۲۳ حوت[۱۳۰۰]
(تصویرتصویر) لطفعلی خان امیر مفخم
دهدشتی.تعجب دارم راپورت مفصل تلگرافی عرض کردم گویا قاصد نرسانیده آقای رییس قشون ۱۵ جیم ۲[جمادی الثانی]وارد،فردا شب امام قلی به قوایی که از طرف اردو در کوه گذارده شده بود حمله برده دو قزاق مقتول چهار نفر مجروح ۲ نفر تفنگچی مقتول شش نفر مجروح شدند.در نتیجه این اقدام از طرف ریاست قشون هم چند تیر توپ به قلاع او خالی شد ولی مجددا فردای آن روز جنگ را موقوف مشغول مذاکره صلح شدند.۲۴[جمادی الثانی]دبیر اعظم رییس کابینه ایالتی وارد،۱۲ روز مشغول مذاکره بودند. همه قسم اطمینان دادند مطیع نشده.نمره به طرف کازرون مراجعت کردند.امروز مجددا رییس کابینه و نامی دیوان از طرف ایالت مراجعت کردند بلکه ترتیب اصلاحی بدهند گویا قرار است او را کلانتر کل رستم نمایند ولی در شاه حسنی دخالت نکند در این طرف سنگر منزلی برایش معین نمایند.البته فدوی مطیع اوامر دولت هستم در سفر قراردادی با امامقلی گذارده بودند که پسرش با چهار نفر کدخدازاده گروی در قراقخانه بگذارد تا کلانتری کل رستم شود با وجودی که قبول کرده بود اجرا نداشت نتیجهء مذاکرات این سفر بعد معروض میدارم*
۱۱ رجب.جواد.
[ک ۱۷۷۶/۴۰]
(*)[در یک یادداشت ضمیمه آمده است]:به نمره ۶۰۶۰ به ایالت فارس تلگراف نشده و در ذکر نمره اشتباه شده است.راجع به ممسنی و امام قلیخان به ایالت در تحت نمره ۶۰۶۱[ر.ک. ۱۷۷۶/۸]صادر شده گمان میکنم مطالب راجع به همین قضیه باشد.
کاوه بیات
.jpg)
.jpg)
.jpg)

.jpg)
